به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

باز انتشار (پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران به دومین کنفرانس بین المللی کارگری لیبر استارت در استانبول ترکیه)

نویسنده: جعفر عظيم زاده

با درودهای گرم و فراوان به دوستان شرکت کننده در کنفرانس

دوستان و یاران! ما از اینکه در این کنفرانس حضور داریم بسیار خوشحالیم. از نظر ما و بدون تردید، برگزاری هر چه بیشتر چنین کنفرانس هایی برای قرار گرفتن طبقه کارگر جهانی بر بستر تحولات اجتماعی موجود در سطح جهان، بسیار موثر و تعیین کننده است. ما دست دوستان برگزار کننده این کنفرانس را صمیمانه می فشاریم.

 امروز دنیا، دنیای دهکده کوچک جهانی، دنیای انفجار اطلاعات و دنیای جهانی شدن زندگی و تکنولوژی است. پدید آمدن چنین شرایط شعف انگیزی در تاریخ بشر، در عین حال بطور عینی دینامیزمهای اعمال فشار از پائین به بالا  را بیش از همیشه ی تاریخ معاصر در اختیار طبقه کارگر و بشریت محروم از تصمیم گیری و تصمیم سازی قرار داده است. انقلابات در منطقه خاورمیانه و جنبش اشغال وال استریت  برآمد این واقعیات عینی و طلیعه های جهانی دیگر است. جهانی که چه در خاورمیانه و چه در دنیای صنعتی و پیشرفته غرب، اقلیت یک درصدی حاکم بر زندگی و سرنوشت 99 درصد انسانها، دیگر به سبک و سیاق تاکنونی قادر به حفظ پایه های حکومتی خود نخواهند بود. از نظر ما مقاومت حاکمان سیستم سرمایه داری شبه ارباب رعیتی در منطقه خاورمیانه همانقدر میتواند از مشروعیت برخوردار باشد و در مقابل سیل آزادیخواهی و برابری طلبی مردم این منطقه دوام بیاورد که مقاومت دول غربی در برابر موج برابری خواهی  جمعیت 99 درصدی این کشورها. هر دوی این پدیده ها، هم انقلابات در منطقه خاورمیانه و هم جنبش اشغال وال استریت در غرب بر آمد یک شرایط تاریخی نوین در سرنوشت و حیات بشر در دنیای پس از جهان دو قطبی است.  هشتاد سال پس از انقلاب اکتبر و شکست آن، در مقطعی دیگر و در جهانی بسیار متمدن تر  و پیشرفته تر، بار دیگر نسل بشر در یک بعد جهانی کنش گر برپایی دنیایی بهتر شده است. دنیا بار دیگر در مقطعی از چرخه تحولات بزرگ اجتماعی سیاسی قرار گرفته است. در کشاکش این تحولات، اما مولفه هایی که امروز، هم در برابر نظامهای سرمایه داری و هم در برابر کارگران و میلیاردها انسان محروم قرار دارند بسیار متفاوت تر از دوره های دیگر در تاریخ معاصر هستند. در سایه پیشرفتهای غول آسای تکنولوژیکی در دو دهه گذشته، جهان بیش از پیش در مسیر دهکده ای کوچک و بیش از همیشه تاریخ، در مسیر نسبتا موزونی از همگونی تحولات اقتصادی و سیاسی اجتماعی قرار گرفته است، در سایه این پیشرفتها امروز هر کشور عقب مانده ای به اندازه پیشرفته ترین کشورها و هر انسان محرومی به اندازه با امکانات ترین انسان در برابر امواج توفنده انفجار اطلاعات قرار گرفته است و کاملا طبیعی است که در چنین جهانی، شیوه های اداره زندگی انسانها نمیتواند بر اساس آن اشکال اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ایی دوام بیاورد که پایه های آن از بیش از دو قرن پیش بنیان نهاده شده است. امروز سیستم سرمایه داری در تمامی اشکال عقب مانده و پیشرفته خود، زندگی را به جهنمی برای کل بشریت چه در منطقه خاورمیانه و چه در جهان پیشرفته غرب بدل کرده است. اکثریت عظیمی از انسانها احساسی از بهروزی و خوشبختی و امنیتی برای یک زندگی انسانی ندارند، تعرض به زندگی و معیشت میلیاردها انسان توسط اقلیتی ناچیز و یک درصدی در جای جای جهان  هر روز و بیش از پیش اشکال هر چه سبعانه تری بخود میگیرد، هزینه های سرسام آور نظامی در حالی که میلیونها میلیون انسان با درصدی از این هزینه ها میتوانند احساس سعادت کنند پایانی ندارد. تحت سیطره نظام سرمایه داری، نظامی که پایه های آن بر سود و سود آوری سرمایه بنا شده است، نابودی حیات در کره زمین هر روز و هر لحظه در حال تبدیل شدن به یک تراژدی و خودکشی نسل بشر بدست خویش است، در جهانی که پیشرفتهای غول آسای تکنولوژیکی و وفور نعمت و تسلط بر طبیعت، لحظات شکوهمندی را برای یک زندگی امن و شاد و مرفه و آزاد و رها برای بشریت رقم زده است بشریت بیش از هر دوره تاریخی دیگر در حال دست و پنجه نرم کردن با بیشترین  ناامنی های معیشتی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است،  در نتیجه تسلط اقلیتی ناچیز و یک درصدی بر ثروتهای اجتماعی همه دستاوردهای تاکنونی علمی و تکنولوژیکی بشر که می باید و میتوانست در خدمت رفاه و امنیت و آسایش انسانها قرار بگیرد به غولی علیه نسل بشر تبدیل شده است، هم اکنون میلیونها انسان از یک سرما خوردگی ساده تا دهها بیماری قابل علاج در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ و زندگی هستند. کلیه فروشی، مافیای مواد مخدر، تن فروشی برای  برخوداری از لقمه نانی، بیرون راندن صدها هزار انسان از سرپناه هایشان، مرگ تدریجی میلیونها کودک و انسان بزرگسال بر اثر سوء تغذیه  و تبدیل فروش اعضا بدن کودکان آفریقایی به یک تجارت سود آور در برخی کشورهای پیشرفته غربی، ننگ جامعه بشری و مقاومت دول منطقه خاورمیانه در برابر برابری طلبی و آزادیخواهی مردمان این کشورها، همه و همه جنایتی علیه بشریت است.

تعرض به بدیهی ترین و تثبیت شده ترین حقوق انسانی کارگران در جهان  که موج اول آن به موازات فروپاشی جهان دو قطبی آغاز شد هم اینک با بروز بحران اقتصادی و افت سود سرمایه  موج دوم و غیر انسانی تری را طی میکند. از 20 سال گذشته تاکنون علیرغم پیشرفتهای غول آسای تکنولوژیکی و تسلط حیرت آور بشر بر طبیعت، کارگران در سرتاسر جهان نه تنها شاهد بهبودی در زندگی خود نبوده اند بلکه در طول این سالها و بویژه با بحران اقتصادی چند سال اخیر به بدترین شرایط کار و زیست خود در چندین دهه گذشته رانده شده اند، چنین وضعیتی بدون ذره ای تردید ناشی از عقب ماندگی تکنولوژیکی و عدم توانایی نسل بشر برای فراهم کردن بالاترین درجه های  استاندارد زندگی اقتصادی و اجتماعی و رفاهی و بهداشتی نیست. بلکه این امر اساسا ناشی از بنیادهای مالکیتی سیستم سرمایه داری و چنگ انداختن اقلیت یک درصدی انسانها بر سرنوشت و زندگی و معیشت میلیاردها انسان در کره زمین است. دیگر میلیاردها انسان هیچ منفعتی در حفظ بنیادهای مالکیت سرمایه داری بر ثروتهای اجتماعی ندارند، هزینه های بقای این سیستم از قبیل هزینه های نظامی و پلیس و زندان و دادگاه و نگهبان، و سیستم های حفاظت الکترونیکی و نیروهای امنیتی و گاردهای ویژه و مدیای مهندسی افکار تا اتاقهای فکر و فرماندهی و ریاست و سازمانهای جاسوسی تا دالانهای بخور و بچاپ بوروکراسی های موجود و مافیای قدرت،  چنان در حال بلعیدن ثروتهای اجتماعی هستند که بطور واقعی چیزی برای رفاه و آسایش انسانها و ما میلیاردها انسان تولید کننده ثروت و نعمت باقی نمی گذارد.

دوستان این دنیا، دنیا وارونه ای است و باید این دنیای وارونه را بر روی پاهایش قرار داد. این در ید قدرت ما کارگران است. جهان بیش از همیشه تاریخ معاصر به روندی  همگون از تحولات اقتصادی سیاسی و فرهنگی اجتماعی وارد شده است، سرمایه بطور مطلق و تمام عیاری همه مرزهای جغرافیای سیاسی، قومی و قبیله ای، و فرهنگی و خانوادگی دست ساز بشر را بطور حیرت آوری درنوردیده است. امروز زندگی و تکنولوژی، شاد بودن و گریستن، فجایع طبیعی، احساس درد و رهایی و آزادی  و محنت، و هر پدیده مادی و ذهنی انسان همه و همه امری جهانی اند. دیگر هیچ بحران اقتصادی همچون بحران بزرگ اقتصادی آمریکا در اوایل دهه سی در چهارچوب مرزهای جغرافیای سیاسی محبوس نمی ماند و بسرعت خود را به پدیده ای جهانی تبدیل میکند، تعرض به زندگی و معیشت میلیونها کارگر به نحو کاملا بی سابقه ای خصلتی جهانی پیدا کرده است، دیگر مرز چندان قابل تشخیصی را نمیتوان در شرایط کار و زیست کارگر آمریکایی و اروپایی و آفریقایی و خاورمیانه ای مشاهده کرد. تحت موجودیت عینی چنین دنیایی، وارد شدن بیش از  پیش طبقه کارگر به کارزاری جهانی، دیگر نه یک تئوری و ایده ی پیشبرنده، بلکه به طور عینی به بخش لاینفکی از زندگی و بقا و نفس کشیدن کارگران در سرتاسر جهان بدل شده است. به این معنا و بدون تردید کارگران در سراسر  جهان، دیگر به شیوه ها و با ابزارهای تاکنونی حتی قادر به حفظ شرایط کار و زیست فی الحال موجود خود نیز نخواهند بود. مولفه های این ناتوانی را در بسیاری از کشورهای پیشرفته غربی و منجمله در اعتراضات کارگران فرانسه به افزایش سن بازنشستگی میتوان نشان داد.

دوستان! جهان معاصر و کل شرایط عینی حاکم بر آن راههای عینی شعف انگیزی در برابر ما کارگران برای ایستادگی در مقابل تعرض نظامهای سرمایه داری به بدیهی ترین حقوق انسانی مان و رهایی تاریخی از رنج و محنت و قید و بند سرمایه گشوده است. از نظر ما گسترش آگاهانه و بیش از پیش کارزارهای متشکل و به هم پیوسته متحدانه کارگری در یک بعد جهانی، قرار گرفتن بیش از پیش  بر بستر شبکه های به هم پیوسته کارگری و اجتماعی در سرتاسر جهان و تصمیم گیری و تصمیم سازی در ابعادی ورای ساختار هرمی احزاب و اتحادیه های موجود، آن ابزارهای عینی زیر و رو کننده ای هستند که می باید طبقه کارگر جهانی بر مدار آنها خود را سازماندهی و متشکل کند. از نظر ما این ابزارها و تبدیل آنها به مداری برای سازماندهی نوین طبقاتی، نقطه اتکاهایی عینی برای ما کارگران بر دوش جهانی هستند که نطفه های رهایی انسان در آن با موج انقلابات خاورمیانه و جنبش اشغال وال استریت در حال بسته شدن است.

زنده باد انقلابات مردم خاورمیانه - زنده باد جنبش اشغال وال استریت

زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 18 نوامبر 2011