به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

ساختار جامعه و خشونت علیه زنان

نویسنده: تهمینه خسروی

گفتگوهای دایم در مورد خشونت وادامه آن، نقد و بررسی این پدیده اجتماعی را همواره در مقابل دید جامعه زنده نگهمیدارد.

وجود این رفتارغیرانسانی صرفا" بواسطه برتری وتوانایی فیزیکی و قدرت بازوی مردانه نیست.بلکه موقعیت نابرابر و فرودست اقتصادی و اجتماعی سرمنشاء این پدیده است وتا زمانیکه برابری واستقلال اقتصادی ورفع تبعیض جنسیتی صورت نگیرد این خشونت در اشکال متفاوت به حیات خود ادامه میدهد. درنتیجه  انواع خشونت علیه زنان از این سرچشمه میجوشد و در اجتماع جاری میشود.

معمولی ترین خشونت علیه زنان ،خشونت جسمی و کلامست، خشونت جسمی بخاطر نمود های بیرونی واثرات بجا مانده اش مانند جراحات،کبودی و شکستگی بیشتر مورد توجه جامعه قرار گرفته است. اما خشونت های کلامی با اثرات ماندگارتر، تاثیرات گاه مخرب تری بر روح و روان شخص بجا میگذارد.

این خشونت های کلامی در اشکال متنوع توهین و تحقیر کردن، تمسخر و بی احترامی و تخریب اعتماد بنفس تافشارهای عاطفی واحساسی را در برمیگیرد.

در مناطق غیرشهری و غیرپیشرفته که زن و دختر به مرد خانواده از نظراقتصادی بسیاربیشتر وابسته است همراه با فقر اطلاعاتی در این زمینه ، خشونت بعنوان یک واکنش عادی  بخشی از روابط موجود تلقی میشود. و متاسفانه هستند اقشاری از زنان که این خشونتها را بعنوان یک سنت  پذیرفته اند و به خود قبولانده اند که به عنوان اصل این خشونت راباید از طرف همسر یا پدر یا برادر خود متحمل شوند.

آنجایی هم که براثر تلاش زن وبا صرف انرژی و وقت پای قانون به میان میآید خشونتهای فیزیکی و جسمی- تا آنجا که اثرات قابل رویت داشته باشند- قابل پیگیری ست.

اما در مورد خشونت های کلامی و فشارعای عاطفی و احساسی و تخریب شخصیت و صدمه به روح و روان انسان که اثرات قابل مشاهده ای ندارند قوانین موجود نمیتوانند کارموثری درجهت دفاع ار صدمه دیده انجام دهند. و این وجه مهم از خشونت با ابعادگسترده آن در جامعه همچنان قربانی میگیرد.در نتیجه علیرغم تبلیغات دولت ها در بیان کانون گرم خانواده،این محیط مانند تیول خودمختار ، بستری امن برای مردان در اعمال انواع خشونت علیه زنان و دختران دور از چشم جامعه میباشد. بهمین نسبت این کانون بیرون از دید جامعه، برای زنان محیطی نا امن را بوجود میآورد.

همانطور که گفته شد تقسیم اقتصادی نابرابر، بطور طبیعی موقعیت نابرابر بالادست و فرودست را در روابط انسانها شکل میدهد و سایر تبعات ناهنجار را بدنبال خواهد داشت.

زنانی که از شروع زندگی به اصطلاح مشترک خود قرارداد سفیدامضاء را درمقابلشان میگذارند تا بنام کارخانگی یک سیکل کار و زحمت بی انتها را تا دم مرگ تجربه کنند ومنتظر تامین معاش خود از ظرف مرد باشند، بی تردید اثرات اجتماعی-فرهنگی و بطورکلی تبعات روابطی انرا بعنوان جنس فرودست بر زندگی خود حس خواهند کرد.

همه اینها را وقتی بر بستری از خشونت های سیاسی و نظام های بسته جامعه در نظر بگیریم، ابعاد ویرانگر این روابط خشن و نابرابر بیشتر نمایان خواهد شد.

در نتیجه گرچه حل قطعی این معضل اجتماعی در گرو ایجاد شرایط اقتصادی و اجتماعی برابر بین همه شهروندان جامعه است ، اما طرح ابعاد و ریشه های خشونت ، حساسیت جامعه و خودمصدومین را برای مقابله با آن شدت خواهد بخشید.

 

تهمینه خسروی– کارگر بازنشسته کارخانه ریسندگی و بافندگی وطن

18 اسفند 95