به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

اتحاد کارگر،معلم،پرستار، ضرورت عینی جنبش کارگری!

نویسنده: رحمان گلچهره

اتحاد نیروی کارمزدی در مبارزه وتلاش برای افزایش دستمزد وبهبود سطح معیشت،نه تنها کارگر، معلم وپرستار،که زنان خانه دار و در کل تمام  خانواده های این نیروی گسترده طبقاتی را هم اکنون به یک ضرورت عینی در حال جریان تبدیل نموده است.
روند دائمی تقسیمات اجتماعی کار در گرایش همیشگی اش به سمت گستردگی، وبه لحاظ رشد تکنولوژی وافزایش  بارآوری کار، نه تنها تنوع در پروسه اجتماعی تولید محصول را ممکن ساخته ، بلکه طبقه کارگررا هم بمثابه یک نیروی اجتماعی رو به گسترش و درهم تنیده با همان تنوعات شغلی ، با شکستن تمام قیود و سنن گذشته به جلو رانده است.
این روند دائمی،عرصه های سودآوری در قلمرو اقتصادسرمایه داری را بیش از هر زمان ،متنوع تر ودرعین حال آنچنان با هم مرتبط و ضروری می سازد، که خارج ساختن هر یک از این عرصه های فعالیت از ریل قلمرو اقتصاد موجود عملا" فرآیند تولید کالایی و انباشت سرمایه وسود را مختل ودر یک روند پایدارتر،بطور قطع متوقف خواهد کرد.
اگر آموزش های «ملاء مکتبی» و شفاخانه های «حکیم باشی» بخش جدائی ناپذیر از پروسه مناسبات ارباب رعیتی دنیای کهن بود، در مناسبات سرمایه داری موجود،سامان دهی آموزش وپرورش و پزشکی نوین قطعا"، اجزاء مرتبط ودر عین حال عرصه های اساسی به کار گیری کار مزدی در قلمرو اقتصاد تولیدی سرمایه داری معاصر است.
سامان دهی آموزش و پرورش در شرایط نظام اقتصاد کنونی، بعنوان رکن پایه ای آماده سازی و ایجاد مهارت و دانش مرتبط با نیاز درعرصه های گوناگون مناسبات سرمایه داری بطور کل، وبه موازات آن بهداشت وطب نوین ،حلقه واسطی بمثابه پرستاری ومراقبت از امکان سازی دائمی بقاء وسرپا نگهداشتن نیروی کارمزدی بعنوان پایه ای ترین نیروی جاندار سودآور و جامعه بطور کل، برای حفظ وتداوم مناسبات اقتصادی موجود است.
در نتیجه نبود هر یک از این حلقه های مرتبط با فرآیند تولید کالائی،اقتصاد سرمایه داری را ولزوما" هر اقتصاد اجتماعی را به سمت فروپاشی سوق خواهد داد.درست با همان نتایج، که اگر حمل ونقل بعنوان کار غیر مولد متوقف گردد.
در مناسبات سرمایه داری حاکم در ایران،این نیروی کارمزدی گسترده اجتماعی ودر عین حال متنوع ، تا بدانجا که برای استثمار وانباشت سرمایه وحفظ بقاء و موجویت حاکمیت سرمایه داری باشد،لزوما" باید اجتماعی، یکپارچه و در هم تنیده وخارج از هر گونه تمایز صنفی کار کند.و این برای بقاء وتداوم مناسبات سرمایه داری ونمایندگانشان در تمام نهادهای اعمال قدرت طبقاتی شان،کاملا" سودآور  و«خیر» است.
ولی آنجا که این نیروی کارمزدی بخواهد بعنوان یک طبقه اجتماعی ودر قالب سراسری ومتشکل متناسب با نقش اجتماعی اش در اقتصاد موجود، درکشمکش کار وسرمایه برای بهبود معیشت و سهم خواهی از تمام نعماتی که خود اجتماعا" خلق نموده است قد علم نماید، پیوستگی واتحاد عمل مشترک این نیروی کار مزدی،برای سرمایه داری حاکم بر ایران کاملا" شر است.
تزریق دائمی وارونگی از تعاریف تنوع کارمزدی وتاکید بر منافع جداگانه آنها بستری برای شکاف در نیروی طبقاتی کار مزدی بمثابه یک طبقه اجتماعی با سرنوشتی یکسان، ابزاری کارآمد در دست نظام سرمایه داری موجود برای تعرض به معیشت طبقه کارگر و جامعه ایران بطور کلی ست.
چراعلیرغم درهم آمیختگی وارتباط جدا نشدنی نیروی کار، اختلاف منافع وجداکردن بخشهای مختلف کارمزدی درسیاست حاکم تعریف و تبلیغ میشود؟
 چون تقسیم واقعی اجتماعی کار، با یک روایت غیر واقعی ، هم امکان بسترسازی کسب سود، وهم سهولت تعرض دائمی به سطح معیشت نیروی کارمزدی بمثابه یک طبقه اجتماعی  درشکل انشقاق طبقاتی مصنوعا" ایجاد شده را، ممکن تر میسازد.
 اما ازنگاه منافع عمومی طبقه کارگر، اتحاد بین کارگران و معلمان و پرستاران و سایر عرصه های مرتبط با زنجیره تولید اجتماعی، نه یک تمایل اخلاقی یا صرفا"سیاست پروپاگاندی برای تهییج وبسیج هرچه بیشتر نیرو، بلکه یک ضرورت عینی وهم سرنوشتی مشترک است که رشد سرمایه بمثابه گورکن خود در پروسه تولید اجتماعی بوجودآورده است.
اگر سرمایه داری بطورعموم، قبل از کمون پاریس وقبل از قدرت گیری کارگران در ۱۹۱۷ با تردید به توان طبقاتی کارگران در کشمکش کار با سرمایه نگاه میکرد،قطعا"پس از آن دیگر در قرن ۲۱میداند چه غولی را از خواب بیدار کرده است.
البته این یک وجه از یک جدال چند وجهی ست. این کشمکش سوی دیگری هم دارد. به اینکه علیرغم چندین دهه تعرض سرمایه داری به مزد و معیشت نیروی کارمزدی در ایران وتحمیل فقر و مشقت بر  زندگی شان،که بموازات سرکوب و قشون کشی عریان ممکن گشته است،این دیگر فرض  و دستاورد جنبش مبارزاتی نیروی کار مزدی ست ،که نه تنها به شرایط زیست موجودش تمکین نکرده است، بلکه از چنان توانائی و پتانسیلی  برخوردار گشته است که قادر است در سرانجام  این کشمکش جهانی را شگفت زده نماید.
اگر چه نیروی کارمزدی به بهای فقرواستثمار دریافته ست، که تعرض سرمایه به مزد ومعیشت هر بخش و لایه از این طبقه عظیم اجتماعی ،تعرضی علیه کارگر بطور کل وجامعه خواهد بود، اما این را نیز آموخته است که پیشروی هر بخش از این نیروی اجتماعی در ارتقاء معیشتش، نه تنها کل نیروی کارمزدی، که جامعه را به جلو رانده و در سطح بالاتری از رفاه قرار خواهد داد.
دیگر نه تنها اتحاد کارگر،معلم، پرستارعلیه نظم موجود سرمایه یک امر ضروری وجاری ست، که هم اکنون حضوراعضای خانواده ها در جنبشهای اعتراضی  برای کسب مطالبات و ارتقاء معیشت وزندگی شان ، به یک وزنه تعیین کننده و تاثیر گذار تبدیل گشته است. دیگر خانواده  نیروی کارمزدی خود را بخشی طلبکارانه از نیروی اجتماعی درگیر درکشمکش کار وسرمایه میداند. این حضور نه ازسراستدلال وآگاهی، بلکه ازسر شرایط عینی زندگی و نیازواقعی ست.
حضور متحدانه و مشترک بخشهای مختلف نیروی کارمزدی  بمثابه یک طبقه اجتماعی در تقابل و جدال جاری، امری عینی ست!
رحمان گلچهره.

25 اسفند 95