به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

اسکان فرهنگیان سند روشنی بر حقانیت معلمان معترض

نویسنده: عزیز قاسم زاده

عزیز قاسم زاده، سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان گیلان

امسال هم زمان با فرا رسیدن سال نو در سراسر استان ها تبلیغاتی به مراتب گسترده تر در شهرهای مختلف در این باره به چشم می خورد. گویی دولتمردان یک برنامه از پیش ساخته برای القا این نکته به افکار عمومی داشته اند که دولت نه تنها به شرایط عادی و روزمره معلمان توجه دارد، حتی برای برنامه های مسافرتی معلمان هم فکر جدی کرده و امکانات گسترده ای را در اختیار آن ها قرار داده است. اما واقعیت این است که محل استقرار فرهنگیان در سراسر کشور آن چنان فاجعه بار و وقاحت آور است که دولت توفیقی در این القا نخواهد داشت. مکان های اسکان اغلب کلاس های درس دانش آموزانی است که با یک موکت پوشانده می شود و در دستشویی ها  یک شیر حمام آویخته می شود و به شکل فاجعه باری بابت فراهم آوردن امکانات ناچیزی که بر آن باید نام «امکانات موسم فاجعه» نامید،تصویری خادم گون به جامعه ی معلمان از خویش ارائه می دهند. در این مکان ها که چند برابر ظرفیتش افراد را پذیرا می شوند،اغلب نیز  در بسیاری از موارد تعداد غیر فرهنگیان بیشتر از افراد فرهنگی در این  مکان ها گنجانده می شود. چه که این اقدام نه برای رفاه معلمان که برای کسب رقم های میلیاردی در ایام تعطیلات و فصل مسافرت ها در حساب آموزش و پرورش است. این وضعیت رقت بار توهین آمیز چند سالی است که اینگونه رقم می خورد. گرچه دولت های مختلف در تمام این سال ها سعی داشته اند  در فرصت تعطیلات با فرصت طلبانه ترین حالت ممکن، برای افکار عمومی این اقدام را خدمت فرهنگی خود به جامعه معلمان بنامند اما تنها هدف آن ها کسب درآمد برای آموزش و پرورش به شکل توهین آمیز  ضدفرهنگی بوده است. امسال اما با درآمدن تصاویر فاجعه بار این مراکز که بیشتر به کاروان سیل زدگان و زلزله زدگان شبیه است، مشخص شد که جامعه معلمان همچنان از سوی دولتمردان هم از منظر مادی ستم می بینند و هم شانیت معنوی و منزلت فرهنگی آن ها بی پروا قبل از هجوم از سوی ارگان ها و نهادها ی دیگر از سوی متولیان آموزش و پرورش،چنین بی محابا مورد هجمه قرار می گیرد. به نظر می رسد کارگزاران حکومتی بر این باورند که جماعت معلمان لشکریان همیشه مطیع دولتمردان هستند که با هر شرایطی سازگاری نشان می دهند. چه که حیات معاششان به دست دولتمردان است. جنبش های اعتراضی سال های اخیر چه به شکل خودجوش و چه غیرخودجوشش حکایت از انباشت نارضایتی معلمانی است که در حال تبدیل شدن اعتراضات بالقوه به اعتراضات بالفعل است. عدم شناسایی دقیق این رفتار اعتراضی از سوی حکومت کنندگان، می تواند در آتیه خطرات جدی را برای مجموعه حاکمیت در پی داشته باشد. اگر مجموعه ای از عقلای حکومتی زودتر نجنبد تا منظومه ای عقلانی برای یافتن ساز و کاری درست در برخورد با جامعه معلمان را طراحی و اجرا کنند،بی تردید عواقب ناخوشایند هدایت ناشده ای از انباشت نارضایتی ها در آتیه به شکلی پیش بینی ناپذیر گریبان دولت و جامعه را می گیرد که خوشایند نخواهد بود.ترمیم این شکاف در سال جدید فارغ از انتخابات ریاست جمهوری پیش رو اگر برنامه مجموع حاکمیت نباشد روزهای خوبی پیش روی تصمیم سازان و دولتمردان نخواهد بود.کار ملک را تدبیر و تامل به انجام می رساند. آیا هنگامه آن فرا نرسیده است؟