به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

معلم ،کارگر است؟؟؟

نویسنده: محمد حسن پوره

آقای اسدالله حیرانی از فعالان صنفی در مقاله ای که اخیرا منتشر شده ،به این موضوع که کار معلمی و فعالیت‌های صنفی در چارچوب چوب فعالیت کارگری ودر قالب سازمان بین المللی کار ILOنمی گنجند پرداخته .در نوشته زیر به نقد مقاله آقای حیرانی می‌پردازم .
آقای حیرانی در ابتدای نوشته خود می‌نویسد «برخی از فعالین صنفی ،سیاسی و اجتماعی تلاش میکنند بر اساس یک‌ذائقه ایدئولوژیکی،تعریفی خاص از کارگر ارائه کنند و اصناف مختلف را تحت عام (مزد بگیر)زیر یک بیرق گرد آورند،بیشتر بسط مبانی همان ایدئولوژی است تا فعالیت صنفی»
ماده دوم قانون کار مصوب ۲۹/ابان۶۹کارگر را چنین تعریف میکند :«کارگر از لحاظ این قانون کسی است که بهر عنوان در مقابل دریافت
حق السعی اعم از مزد ،حقوق ،سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار میکند.»
ماده ۴قانون کار ،کارگاه را:«کارگاه محلی است که کارگر به درخواست کارفرما یا نماینده او در آنجا کار میکند ،ار قبیل موسسات صنفی،کشاورری ،معدنی،خدماتی ،......شیر خوارگاه ،مهد کودک ،آموزشگاه حرفه ایی ،کلاسهای سواد آموزی ،سایر مراکز آموزشی و اماکن مربوط به شورا ،............مشغول به کار میشود .»تع
در تعریف کارگر همانطور که از تعریف بر می‌آید کارگر، بهر عنوان در مقابل حق السعی اعم از مزد ،حقوق ......کار میکند .اطلاق کلمه« بهر عنوان »در تعریف شمولیت کار را هم از لحاظ مفهومی و‌هم‌از لحاظ مصداقی بیان میکند ،آنجا که میگوید «اعم از مزد ،حقوق و.....»در عرف مشاغل یدی را معمولا مزد بگیر و مشاغل به اصطلاح پشت میز نشین و‌قلم‌بدست بدست را حقوق بگیر می دانند.
شمولیت معلم برای  قرار گرفتن در حیطه تعریف کار ،یک ذائقه ایدئولوژیکی نیست ،بلکه یک صراحت قانونی است که قانونگذار همانطور که در سطور بالا ذکر شد مستند به ماده ۲قانون کار ،معلم در مقابل دریافت حق السعی که حقوق نامیده میشود از کارفرمای خود که دولت یا بخش خصوصی باشد ،مزد دریافت میکند ،همچنین در ماده ۴همین قانون محل کار معلم را مصداق کارگاه میداند و صراحتا از مکان‌های خاص آموزشی همچون ،مهد کودک ها ،آموزشگاه حرفه ای ،کلاسهای سواد آموزی و سایر مکانهای آموزشی در کنار مکان‌های خاص کارگری همچون موسسات صنعتی و کشاورزی و .....نام می‌برد .در مقاله آقای حیرانی ذکر شده که:«اصناف مختلف را تحت عام (مزد بگیر )زیر یک بیرق گرد آورند».دوباره در نقد این قسمت هم که نویسنده تلاش دارد ،برخی فعالان صنفی ،سیاسی و اجتماعی را براساس یک تلاش ایدئولوژیکی به ایدئولوژی کردن ،تلاشهای صنفی برای بردن معلم در حیطه سازمان بین المللی کار «ILO»کند ،باز ارجاع به ماده۲قانون کار ضرورت پیدا میکند .کارگر در مقابل حق السعی اعم از مزد ،حقوق و........به درخواست کار فرما ،کار میکند . پس اینجا تلاش فعالین صنفی نیست که سعی دارند معلم را تحت عام مزد بگیر قرار دهند .قانونگذار حق السعی را اعم از مزد و حقوق تعریف کرده است .
در قسمتی از نوشته ی آقای حیرانی در قالب طرح سوال  پرسیده  شده است :«اگر معلم ،پرستار ،پزشک ،بنا ،نانوا و.......همه در قالب عام مزد بگیر بگنجند ،چرا نهادهایی مانند تشکل ،جمعیت ،کانون ،سندیکا یا اتحادیه با عناوین و پسوند اصناف و مشاغل گوناگون در دنیا موجودیت پیدا کرده اند و همه تحت عنوان مشترک مثل اتحادیه مزدبگیران فعالیت نمی‌کنند ؟»باید گفت با گستردگی زیاد مشاغل در سده اخیر ،و‌تخصصی شدن مشاغل ،طبیعی است که هر صنف ،تشکل مختص خود را داشته باشد .ودر ایران نیز پس از شهریور ۱۳۲۰به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی بویژه بحران های اقتصادی در کشور ،زمینه فعالیت اصناف افزایش یافت و فعالیتهای اصناف برای پیگیری مطالبات و حقوق صنفی اعضا منجر به تشکیل «اتحادیه اصناف تهران »شد .طرح این سوال که چرا همه صنوف تحت عنوان مشترک قرار نمیگیرند از یک فعال صنفی با سابقه، کمی دور از ذهن است و بعد از تشکیل فدراسیون اتحادیه های ملی و در سطح جهانی کنفدراسیون جهانی اتحادیه ها ،این سوال وجاهتی ندارد .حتی در کشور ما طبق ماده ۲۱قانون نظام صنفی کشور تشکیل اتحادیه های شهرستانی و‌طبق تبصره ۷همین قانون تشکیل اتحادیه های در سطح کشورهمچنین تبصره یک ماده ۱۳۱قانون کار که اشاره دارد به :«به منظور هماهنگی در انجام وظایف محوله و قانونی انجمن های صنفی می‌توانند نسبت به تشکیل کانون انجمن های صنفی در استان وکانون عالی انجمن های صنفی در کل کشور اقدام نمایند،توسط قانونگذار لحاظ شده است.  . این سوال لزوم داشتن اتحادیه ها و تاثیر گزاری آنها به لحاظ گستردگی جمعیت تحت پوشش اتحادیه ها مورد تاکید قرار گرفته است .و دقیقا به خاطر همین اثر گذاری است که معلم نیز در شمولیت سازمان بین المللی کار قرار می‌گیرد تا شاخص های مورد نظر این سازمان بین المللی در افزایش کیفیت زندگی جامعه هدف که توسط دولتها ،کارفرمایان ،مورد تعدی و استثمار قرار میگیرند بهبود یابد آقای حیرانی در بخشی از نوشته خود می‌نویسد :«سازمان بین المللی کار ،نهاد ی است با آمیزه ای از شاخص های مشاغل کارگری که شاید بارزترین وجه اشتراک آنها با حرفه معلمی ،دریافت مزد باشد وپس و بقیه خصیصه های بارز آنها جز افتراق و تفاوتهای آشکار نبوده و نیست.»
عجب است از بین بیش از هفتاد شاخص مهم که اکثر شاخص ها ،شاخص های بنیادی در مقوله کار و‌حفط حرمت انسانی کارگر که معلم و پرستار و بنا و نقاش و....هم شامل آن میشود فقط مزد را دیده اید .در بیانیه فیلادلفیا که منشور فعلی ILOمیباشد بر نکات برجسته زیر تاکید دارد که عصاره ای است از تجمیع شاخص ها .
۱)کارگر یک کالا نیست،
به عینه دیده ایم ،که متاسفانه به کارگر و معلم و...  نگاه کالایی شده و جولان بخش خصوصی و تدوین طرحهای مختلف برای بهر ه برداری  ارزان از این نگاه کالایی به کارگر و معلم و..... است
۲)آزادی بیان و تجمع برای توسعه پایدار امری لازم و ضروری است.
جناب حیرانی از فعالیت این سازمان سالی یکبار گفته اید که آنهم صدور یک بیانیه که برای بازداشت یک کارگر صادر می شود ،الان عبدی برای چه چیزی در زندان است ،عبدیی که همراه تو در کارزار تشکیلاتی بوده ،بداقی به چه جرمی هفت سال از عمرش را پشت میله های زندان گذراند، بهشتی به جرمی چشم انتظار اجرایی شدن حکم یازده ساله است ،باغانی به کدامین گناه در تبعید بسر می‌برد ،باقری به جرم کدام گناه ناکرده پنج سال حبس متحمل شد .انصافا یک کارگر هر کس که میخواهد باشد جانش و زندگیش برای شما اینقدر بی اهمیت است که صدور بیانیه سالانه  ILOدر دفاع یک کارگر را زیر سوال می‌برد .به منشور دوم نگاهی دوباره بنداز از آزادی بیان گفته و تجمع برای رسیدن به توسعه پایدار. مگر عبدی ،بداقی ،بهشتی ،باقری ،باغانی و ....غیر از این گفته اند .
۳)فقر در همه جا باعث خطر برای خوشبختی می‌باشد .
آیا هنوز با دیدن این مورد سوم باور دارید که مزد تنها وجه اشتراک کارگر و معلم است .
خواسته ها و شعارهای ما در ده سال اخیر قطعا شما که از استخوان  دارهای فعالیت صنفی هستید میدانید از فقر و فرق مینالیدیم که هنوز ادامه دارد .
۴)همه افراد حق دارند از رفاه مادی برخوردار باشند و در فضای مطمئنی ا زامنیت اقتصادی و فرصت برابر برخوردارند
آیا این نکته از را منشور فیلادلفیا ILO خواسته ما نیست ،آیا از حال و روز همکاران قرار دادی،از همکاران شاغل در غیر انتفاعی ها،از همکاران نهضت سواد آموزی  خبر دارید ،آیا میدانی از ترس همین امنیت اقتصاد حاضر هستند با حداقل دستمزد بسازند .
سخن به درازا کشید ،جناب حیرانی ،همراهی مزد بگیران یک مبحث ایدئولوژیک نیست یک ضرورت است ،ضرورتی که خود شما در نوشته اتان به ضرورت زیر چتر یک نام واحد قرار گرفتن اشاره نمودید .معلم ،پرستار ،و.......یک کارگر هستند و خروجی کار آنها هیچ تغییر در ماهیت کار آنها که همه مزد بگیر هستند نمی‌کند
             محمد حسن پوره
       معلم مزد بگیر
۲۸/خرداد/۹۶