به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

«کار یا بیمه بیکاری» پاسخ سر راست کارگران به طرح کارورزی

نویسنده: جوانمير مرادي

طرح اعمال بیگاری بر کارگران تحصیل کرده و جوان مدتی است توسط دولت به اجرا گذاشته شده است تا از این طریق منبع عظیمی از تولید سود و سرمایه به طور رایگان در اختیار اربابان صاحب کارخانه و ابزار تولید قرار گیرد. طرح قرون وسطائی کارورزی اشتغال جوانان (کاج) یا به بیان  ساده تر طرح بیگاری کشیدن دوران اشرافیت فئودالی، آخرین طرح مرسوم دوره های پیشا  سرمایه داری به اجرا گذاشته شده تا به امروز در ایران است که چپاول تتمه و آخرین رمق های ده ها میلیون انسان محروم و فعلا شاغل با دستمزد چهار برابر زیر خط فقر و همچنین نیروی مفت و مجانی تازه نفس انسان های سرگردان جویای کار را هدف قرار داده تا با آن حرکت چرخ تولید سیستم اقتصاد بحران زده را چند صباحی دیگر لنگان، لنگان ادامه دهند.

قبل از این طرح، طرح هائی دیگری در قالب قانون، بخشنامه و دستوالعمل های چپاولگرانه و ضد کارگری دیگری نظیر حذف کارگران شاغل در کارگاه های با تعداد کارگر زیر ده نفره از شمول قانون ضد کارگری جاری قانون کار، تفاهمنامه  میان سازمان تأمین اجتماعی و وزارت کار در سال 1384 که کارگران مراکز کارگری دارای ماهیت غیر مستمر مانند کارگران پروژه ای که اتفاقا ناچار به کار در سخت ترین و نا امن ترین شرایط کار و زندگی اردوگاهی ای که در پروژه های ایران رایج است و مورد بیشترین میزان بهره کشی و استثمار قرار می گیرند را از دریافت بیمه بیکاری بعد از اخراج محروم ساخت، طرح دوران پیشه وری ماقبل ظهور صنعت مدرن استاد شاگردی به بهانه رونق تولید برای ایجاد اشتغال نیز تصویب و به اجرا گذاشته شدند تا حاصل آن امروز برای کارگران فقر و فلاکت و بیکاری و بلایای ناشی از آن باشد و در ازای آن منابع عظیم ثروت برای دزدی ها و اختلاس های پی در پی هزاران میلیارد تومانی در خدمت چپاولگران و غارتگران ایجاد گردد.

بعد از نزدیک به چهار دهه لازم نیست به دنبال سند و ادله برای اثبات دروغگوئی و فریبکاری دولتها که مدعی بوده و هستند اعمال این فشارها بر بخش های شاغل و بیکار طبقه کارگر به خاطر ایجاد اشتغال است، گشت. برای درک فریبکارانه بودن این ادعاها نیاز به تعمق زیاد و بررسی  ریشه ای و به اصطلاح کار کارشناسانه نیست. کافی است نگاهی سطحی و گذرا به روند بلایائی که طی چهار دهه گذشته بر سر کارگران آورده شده است انداخته شود. هشت سال به بهانه جنگ با وجود افزایش صدها درصدی تورم و گرانی یک ریال به دستمزد کارگران افزوده نشد، هشت سال بعد هم به بهانه سازندگی بعد از جنگ تورم و گرانی بیش از دوره قبل شد و سهم کارگران باز هم فقیرتر شدن و تشدید اخراح سازیها شد. دوره های بعد و تا امروز نیز که دیگر فریاد فقر و بدبختی و بیکاری در برابر دزدی ها و غارت ثروت و اموال عمومی به فلک رسیده است. امروز هر کارگری چه شاغل و چه بیکار می داند که علت تعطیلی کارگاه ها و کارخانه های تولیدی و مراکز دیگر صنعتی ارزان نبودن دستمزد یا مفت کار نکردن یا به اصطلاح دولتیان ایثار نکردن کارگر نیست. کارگر با دستمزد چهار برابر زیر خط فقر آن هم در سال دو بار تا سه بار بیشتر یعنی دو سه ماه در سال بیشتر حقوق نمی گیرد و همیشه «نه الی ده» ماه در سال چیزی دریافت نمی کند. در نتیجه بخش بیشتر دستمزدش در حساب های بانکی کارفرما بلوکه شده و منبع باد آورده ای برای کسب سودهای هنگفت بانکی می گردد یا در جاهای دیگری مخصوصا بخش تجاری سرمایه گذاری می شود اما خبری از ایجاد اشتغال نیست و هر روز بر تعداد بیکاران و بیکارشدگان از کار افزوده می گردد.

کارگران امروز با تحمل فقر و بیکاری دارند تاوان بحران هائی می دهند که خود هیچ نقشی در آفرینش آنها ندارند. بحران هائی که قبل از آنکه اقتصادی باشند پا در زمین سیاست و روابط        بین المللی دارند که در نتیجه، تحریم ها و عدم اقبال به سرمایه گذاری از سوی سرمایه گذاران خارجی با وجود نیروی کار فوق ارزان در ایران به خاطر نادیده گرفته شدن نرم های رسمیت یافته    سرمایه داری بخشی از عواقب آن است. بدون تردید اگر نه فقط فارغ التحصیلان جویای کار، بلکه همه کارگران ایران ادعاهای کذب اشتغال زائی دولت که امروز بهانه کرده اند تا دو سال         فارغ التحصیلان جویای کار را مجانی در اختیار کارفرمایان قرار دهند، واقعی تلقی کنند و تا دو سال کار کنند و هیچ مبلغی از کارفرمایان دریافت نکنند، دو سال دیگر اقتصاد بحرانی تر از امروز و آمار بیکاران بسیار بیشتر از حالا خواهد بود.

اما پاسخ ما کارگران به این فریبکاری ها، حتی اگر برای یک لحظه بپذیریم که فریبکاری نیست و نیت خیر اشتغال زائی پشت چنین طرح هائی  مستتر است، این است که دولت به عنوان در دست دارنده ثروت ها و منابع مالی عمومی مسؤل مستقیم تأمین معیشت کلیه افراد فاقد سرمایه و ابزار تولید که اکثریت عظیم جامعه را شامل می گردد، شغل مناسب ایجاد کند و در غیر این صورت     بیمه بیکاری مکفی به کلیه افراد بیکار جامعه بدون در نظر گرفتن اینکه سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشد یا نه، در تمام دوره بیکاری پرداخت نماید. ایجاد شغل وظیفه کارگر نیست، کارگر غیر از نیروی کارش چیزی برای تأمین سفره کم رونقش که هر روز به بهانه ائی کارفرمایان و دولت حامی آنان گوشه ای از آن را به خاطر تضمین سود خود قیچی می کنند، ندارد. خواست ما کارگران بدون کمترین توجه و اهمیت دادنی به نیازهای تولید سود برای سرمایه داران و کارفرمایان، کار یا بیمه بیکاری است و بر این خواست تا تحقق آن پافشاری خواهیم کرد.

جوانمیر مرادی  20/4/1396