به سايت اتحاديه آزاد کارگران ایران خوش آمديد

اخبار کارگری از دیگر سایتها - از لا به لای روزنامه ها 5 شهریور 96

تجمع کلاه زردها مقابل وزارت نیرو ، تجمع کارگران کشتی‌سازی بحرگستر ندیم هرمز، تجمع کارگران بازنشسته صنعت فولاد کشور مقابل نهاد ریاست جمهوری و...

صبح امروز صورت گرفت؛

صبح امروز حدود سیصد نفر از اپراتورهای پست‌های فشار قوی برق مقابل وزارت نیرو تجمع کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، صبح امروز (پنجم شهریور ماه) حدود سیصد نفر از اپراتورهای پست‌های فشار قوی برق سراسر کشور به تهران آمدند و مقابل وزارت نیرو تجمع کردند.

اعضای شورای هماهنگی اپراتورهای پست‌های فشار قوی که در تجمع امروز حضور دارند، می‌گویند: به نمایندگی از طرف هشت هزار اپراتور فشار قوی به تهران آمدیم تا برای چندمین بار با برگزاری تجمع، پیگیر حقوق قانونی خود باشیم.

این اپراتورها دلیل تجمع را تعلل وزارت نیرو در تبدیل وضعیت خود عنوان می‌کنند و می‌گویند: با وجود مجوزهای لازم از اداره امور استخدامی کشور، وزارت نیرو نسبت به تبدیل وضعیت اپراتورهای شاغل در پست‌های فشار قوی برق اقدام نمی‌کند؛ ما خواستار این هستیم که هرچه سریعتر این تکلیف قانونی انجام شده و تبدیل وضعیت شویم.

 

کارگران کشتی‌سازی بحرگستر هرمز بابت معوقاتشان تجمع کردند

جمعی از کارگران شاغل در شرکت کشتی‌سازی بحرگستر ندیم هرمز، صبح امروز در اعتراض به معوقات مزدی خود مقابل مجتمع کشتی‌سازی خلیج فارس در بندرعباس تجمع کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حدود ۲۰۰ نفر از کارگران شرکت کشتی‌سازی بحر گستر ندیم هرمز ، دیروز و امروز (شنبه چهارم و یکشنبه پنجم شهریورماه) مقابل محل کار خود تجمع اعتراضی برپا کردند.

این کارگران که از زیرمجموعه‌های مجتمع کشتی‌سازی خلیج فارس محسوب می‌شوند، در این گردهمایی صنفی خواستار معوقات مزدی خود شدند.

آنها می‌گویند: نزدیک به ۷۰۰ نفر هستیم که از طریق شرکت بحر گستر هرمز در پروژه‌های کشتی‌سازی در استان هرمزگان مشغول کاریم اما از اردیبهشت ماه تاکنون مطالبات مزدی خود را به صورت کامل دریافت نکرده‌ایم.

این کارگران که خواهان وصول طلب مزدی خود هستند، می‌گویند در ادامه همین وضعیت طی ۱۰ روز گذشته کاری برای انجام دادن نداشته‌اند و با تصمیم کارفرما امروز دوباره فعالیت خودرا از سر گرفته‌اند.

به گفته آنها، بخش عمده‌ای از مشکلات مالی آنها ناشی از تاخیر در پرداخت صورت وضعیت‌های مالی است که همین مسئلع موجب از سر گیری اعتراضات آنها شده است.

 آن‌ها می‌گویند در آخرین پیگیری‌های که با کارفرما انجام دادیم هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای تاکنون به ما داده نشده است.

درحالی‌که تلاش خبرنگار ایلنا برای تماس و گفتگو با مسئولان شرکت کشتی‌سازی بحرگستر ندیم هرمز در مقام کارفرما بی‌نتیجه باقی ماند، مسئول روابط کار دفتر خدمات اشتغال منطقه ویژه اقتصادی خلیج فارس که کارگاه کشتی‌سازی بحر‌گستر در این محدوده قرار دارد، به ایلنا گفت: کارگران این واحد صنعتی در دو روز گذشته بابت معوقات مزدی خود تجمع کرده‌اند.

وی افزود: در همین رابطه مسئولان مربوطه اداری و ستادی منطقه ویژه اقتصادی خلیج فارس در جریان مشکل کارگران بحرگستر هستند و در همین رابطه کمیسیون کارگری منطقه در جلسه اخیر خود مصوباتی را داشته است.

در این رابطه گفته می‌شود که علت مشکل پیش آمده عدم وصول مطالبات معوقه و ثبت نشدن سفارش جدید است.

براساس این اظهارات قرار است تا پایان هفته جاری دست‌کم بخشی از مطالبات معوقه کارگران معترض بحرگستر پرداخت شود.

 حضور کارگران بازنشسته صنعت فولاد کشور مقابل نهاد ریاست جمهوری

جمعی از بازنشستگان صنعت فولاد صبح امروز یکشنبه (۵ شهریورماه) با سفر به تهران مقابل نهاد ریاست جمهوری حاضر شدند.

صبح امروز گروهی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور با حضور مقابل ساختمان نهاد ریاست جمهوری، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

این گروه از بازنشستگان که از کرمان، اصفهان، مشهد، مبارکه، زیرآب، طبس، سمنان، شاهرود، سنگرود راهی تهران شده‌اند، خواهان پرداخت به موقع حقوق و هزینه‌های درمانی خود هستند.

آنها در توضیح مطالبات خود می‌گویند: در حال حاضر مستمری مرداد ماه ما به تاخیر افتاده و در عین حال از سال ۹۱ تاکنون بخشی از مطالبات مربوط به اجرای احکام معلق شده حق سرپرستی و حق سختی کارمان پرداخت نشده است.

همچنین بازنشستگان صنعت فولاد کشور خواستار همسان‌سازی مستمری همصنفان پیشکسوت خود هستند که گویا از حدود پنج سال قبل تاکنون نسبت به آن ترتیب اثری داده نشده است.

آنها با یادآوری اینکه مسئولان مربوطه در مراجعات قبلی خواستار ارائه گزارشی مستند از آنها شده بودند، افزودند: تاکنون پاسخ درست و شفافی به ما داده نشده است و می‌خواهیم بگوییم با گزارش و نامه‌نگاری کار بازنشستگان حل نخواهد شد و در نتیجه این مراجعات ادامه خواهد یافت.

این بازنشستگان می‌گویند: با وجود ضعف جسمانی ناچاریم هر چند ماه یکباربرای پیگیری مطالباتمان به تهران بیاییم چراکه در سالهای اخیر به دلیل مشکلات مالی صندوق فولاد، آسایش دوران بازنشستگی‌مان برهم خورده و مرتبا مسئولان برای پیگیری مشکلات بازنشستگان فولاد بار مالی آن را بهانه می‌کنند.

در این زمینه «اکبر نوروزی» مدیرعامل صندوق بازنشستگی فولاد کشور به ایلنا گفت: حضور کارگران بازنشسته فولاد کشور به خاطر مطالبات عقب افتاده صورت گرفته است.

اوبا بیان اینکه در حال حاضر پیگیر مطالبات بازنشستگان فولاد هستیم و قرار است جلسه‌ای با رئیس سازمان برنامه و بودجه برگزار شود، افزود: بودجه‌ای که در سال ۹۶ برای بازنشستگان در نظر گرفته شده جوابگوی مطالبات بازنشستگان نیست. در عین حال سازمان برنامه و بودجه همان مقدار کم را محقق نکرده است.

او در خاتمه ابراز امیدواری کرد در جلسه امروز با مطرح کردن مطالبات بازنشستگان فولاد بتواند پاسخگوی بخش زیادی از مشکلات بازنشستگان فولاد باشد

.

تجمع کارگران شرکت حمل و نقل خلیج فارس مقابل سازمان خصوصی‌سازی

جمعی از کارگران شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس صبح امروز یکشنبه (۵ شهریورماه) در اعتراض به خصوصی‌سازی وپرداخت نشدن مطالبات مزدی خود، مقابل سازمان خصوصی‌سازی دست به تجمع زدند.

به گزارش ایلنا، نزدیک به ۴۰۰ نفر از کارگران شرکت حمل ونقل خلیج فارس صبح امروز در اعتراض به  خصوصی‌سازی و پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود از سوی کارفرما مقابل ساختمان خصوصی‌سازی تجمع کردند.

شماری از این کارگران که بامداد امروز از محل کار خود در منطقه اسلامشهر راهی تهران شده‌اند، در تماس با ایلنا گفتند: از اردیبهشت سال ۹۵ مدیریت شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس به بخش خصوصی واگذار شده‌ و روال پرداخت مطالبات مزدی آنها برهم خورده است به عنوان مثال در همین مدت پرداخت مزایایی همچون حق اضافه کاری، کارانه، بهره‌بری و بیمه تکمیلی  حدود ۱۲۰۰ کارگر شاغل در این شرکت با تاخیرهایی همراه بوده است.

این کارگران با یادآوری اینکه پیش از ورود بخش خصوصی، شرکت حمل و نقل خیلج فارس تحت مدیریت مجموعه‌های وابسته به وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار داشت، افزودند: زمانی که وزارت بازرگانی سابق سهام خود را به بخش خصوصی واگذار کرده است، مدیریت جدید با افول ثبت سفارش مواجه شد و در نتیجه مشکل  کارکنان شروع شد.

به همین دلیل کارگران این شرکت از سازمان خصوصی‌سازی توقع دارند که در راستای اجرایی کردن اصل ۴۴ قانون اساسی، برای مشکل به وجود آمده چاره‌اندیشی کنند.

در این رابطه تلاش خبرنگار ایلنا برای تماس با مدیریت کنونی شرکت بی‌نتیجه باقیمانده است اما یکی از مسئولان سابق این شرکت در پاسخ به ایلنا گفت: بخشی از مشکل کنونی به ساختار منابع انسانی شاغل بازمی‌گردد که در دوران مدیریت دولتی وجود داشته و در حال حاضر دیگر کارایی ندارد.

در عین حال «علی نقی فرض علیوند» رئیس اداره کار شهرستان اسلامشهر  نیز در پاسخ به خبرنگار ایلنا، ارائه هرگونه توضیحات را منوط به نامه‌نگاری اداری کرد و گفت: از دادن اطلاعات واحدهای صنعتی و تولیدی به صورت تلفنی معذور است.

 

بیش از دوسوم قراردادهای کاری شفاهی است

علیرضا محجوب درباره طرح برخی آمارها درخصوص اینکه 99 درصد قراردادهای کار چند ماهه و حدود 94 درصد از کل قراردادها بسیارکوتاه مدت است، گفت:  بیش از دوسوم قراردادهای کاری درحال حاضر شفاهی است

 

کارگران پلی اکریل می‌گویند آینده روشنی نداریم/ مسئول هیات اجراییِ شرکت استعفا داد

شورای اسلامی کار پلی‌اکریل در نامه‌ای به وزیر صنعت خواستار رسیدگی به اوضاع این شرکت شد؛ در عین حال مسئول هیات اجرایی مستقر در شرکت به دلیل مشکلات بسیار، استعفا داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، درحالی‌که کمتر از یک ماه از خاتمه دوره دریافت مقرری بیمه بیکاری و بازگشت به کار کارگران شرکت پلی اکریل، زمان باقی مانده‌ است؛ کارگران این کارخانه از خبر استعفای هیات اجرایی مطلع شده‌اند.

کارگران کارخانه پلی اکریل پیش از این به دنبال برخی مشکلات مالی، به مدت شش ماه به بیمه بیکاری معرفی شده بود و قرار بود اول مهرماه به سر کار بازگردند.

آنها می‌گویند: در این شش ماه، هیات اجرایی دولت برای حل مشکلات و راه‌اندازی خط تولید، در کارخانه مستقر شده بود؛ اما مسئول هیات اجرایی روز گذشته از سمت خود استعفا داد.

بیش از این از آبرو هزینه نمی‌کنم

در نامه‌ای که مسئول هیات اجرایی شرکت برای استعفا نوشته، آمده‌است: شرکت پلی اکریل که روزی ستاره درخشان آسمان صنعت ایران بود، به علت شیوه نادرست و ناسالم و نظارت نشده خصوصی‌سازی در دهه قبل، امروز تعطیل است.

این مقام مسئول با انتقاد از اینکه 20 میلیارد تومان تسهیلات تصویب شده، به شرکت اختصاص نیافت و با بیان اینکه از شش ماه پیش برای کمک به حل مشکلات این واحد بزرگ و مظلوم به میدان آمدم، اعلام کرده‌است: بیش از این امکان هزینه کردن از آبرو و تجربه چهل ساله خود را ندارم و به این وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارم.

آینده پلی اکریل به کجا می‌انجامد؟

علیرضا خرمی (عضو شورای اسلامی کار شرکت پلی اکریل) در ارتباط با وضعیت فعلی این قطب نساجی کشور گفت: کمتر از یک ماه دیگر قرار است به سر کار بازگردیم؛ تا یک ماه پیش وعده‌های خوبی می‌دادند اما هیچ خبری از اجرای این وعده‌ها نشد.

وی با بیان اینکه 20 میلیارد تومان تسهیلات وعده داده شده؛ پرداخت نشد، افزود: شش ماه زمان خواستند که خطوط تولید را راه بیاندازند؛ قرار بود مواد اولیه بخرند تا کارگران اول مهرماه به سر کار بازگردند اما هیچ خبری نشد.

او ادامه داد: حرکت لاک‌پشتی و کندِ راه‌اندازی به جایی نمی‌رسد؛ تا کنون فقط بخش کوچکی از نخ‌ریسیِ شرکت فعال راه‌اندازی شده؛ بنابراین با این وضعیت و در شرایطی که مسئول هیات اجرایی استعفا داده، ما کارگران پلی‌اکریل هیچ آینده روشنی متصور نیستیم.

 

صدافسوس که اقداماتِ حمایتی بی‌نتیجه ماند

در عین حال در روزهای گذشته شورای اسلامی کار شرکت پلی‌اکریل اصفهان، نامه‌ای خطاب به وزیر صنعت، معدن و تجارت نوشته‌است. در این نامه آمده است: در پایان سال 95، پس از کش و قوس‌های فراوان، اعضای هیات اجرایی کارخانه تغییر یافت و 70 درصد پرسنل کارخانه به بیمه بیکاری معرفی شدند. در آن زمان طبق توافق با شورای اسلامی کارخانه مقرر شد هیات اجرایی جدید ظرف مدت 6 ماه، شرایط راه اندازی کارخانه را مهیا کرده و کارگران از اول مهرماه بازگشت به کار شوند.

در ادامه نامه می‌خوانیم: در این زمینه طی 5 ماه گذشته در سایه تلاش خستگی‌ناپذیر مدیر کارخانه، اعضای جدید هیات اجرایی و مسئولین استان، اقدامات مثبتی انجام شده اما افسوس و صد افسوس که بیشتر اقدامات به دلیل بوروکراسی‌های خاص اداری و قوانین دست و پاگیر مالی، بی‌نتیجه مانده و به سرانجام نرسیده است.؛ هنوز پس از گذشت چندین ماه، دستور وزیر صنعت قبل در خصوص 200 میلیارد ریال تسهیلات بانکی انجام نشده‌است.

در پایان نامه، درخواست شده در جهت اختصاص تسهیلات وعده داده شده، رفع موانع خرید مواد اولیه و جلوگیری از توقیف اموال شرکت اقدام شود.

با این حساب، دو هزار کارگر پلی اکریل که در ماههای گذشته تا حدودی نسبت به بهبود شرایط امیدوار شده بودند، این روزها باز هم نگرانند و با توجه به استعفای مسئول هیات اجرایی و عدم تخصیص تسهیلات، این نگرانی چندان هم پُربیراه نیست.

 

یک کارشناس ارشد ایمنی و بهداشت کار مطرح کرد:

یک کارشناس ارشد ایمنی و بهداشت کار می‌گوید دفع ضایعات محیط‌های صنعتی ضوابط مخصوص به خود را دارد چراکه بسیاری از آنها قابل اشتعال هستند و باید شرایط محیط دفع آنها را مدنظر قرار داد.

به گزارش ایلنا، براثر حادثه انفجاری که در روز پنجشنبه (دوم شهریورماه) در مجتمع فولاد بویراحمد اتفاق افتاد، چهار کارگر مصدوم شدند، یک روز بعد از این حادثه «گروه مجتمع بین‌المللی باقری» در مقام مالک این کارخانه فولاد بویراحمد، اعلام کرد که علت حادثه مورد نظر «پرتاب ناخالصی موجود در قراضه شارژ شده در یکی از کوره‌های ۱۰ تنی» بوده است.

اگرچه در این اظهارات رسمی اشاره‌ به نوع ماده‌ای که باعث انفجار بوده، کوچکترین اشاره‌ای نشده‌است، اما بعد از حادثه‌ای که در خرداد ماه سال جاری برای گروه دیگری از کارگران همین کارخانه اتفاق افتاد؛ این دومین مورد انفجارحادثه‌ای است که در این کارخانه اتفاق افتاده است.

یادآوری می‌شود که در جریان اولین حادثه انفجار، ۳ نفر از مجموع ۹ کارگر مصدوم در این کارخانه جان خود را از دست دادند و البته بعد از این حادثه نیز هیچ توضیح رسمی در خصوص علت انفجار عنوان نشد.

حوادثی که در این مدت کوتاه در فولاد بویراحمد اتفاق افتاده است را باید نمونه‌هایی تلقی کرد که ممکن است در هر محیط صنعتی دیگری اتفاق بیفتد؛ در همین رابطه «غلامحسین عشقی» کارشناس ارشد ایمنی و بهداشت کار به ایلنا گفت: اگرچه نوع ضایعات و ناخالصی و میزان آن که در کوره ۱۰ تنی مجتمع فولاد بویراحمد ریخته و باعث انفجار شده، اعلام نشده است اما در خصوص توضیحات رسمی که بعد از حادثه دوم منتشر شده، حالا حداقل می‌دانیم که نوع ضایعات ریخته شده علت انفجار بوده است.

عشقی با بیان اینکه در آیین‌نامه‌ «حفاظتی مواد خطرناک و مواد قابل اشتعال و مواد قابل انفجار» نحوه ضایعات تشریح شده است، افزود: بسته به نوع ماده‌ای که داریم شرایط امحا متفاوت خواهد بود. برای نمونه مایعات قابل اشتعال را به یک حوضچه مخصوص هدایت می‌‌کنند و سپس در آن محل منجر می‌کنند.

وی افزود: در مورد ضایعات صنعتی شرایط متفاوت است و پروتکل‌های مخصوص به خود را دارد و باید در نظر داشت که مواد قابل اشتعال را نباید به داخل کوره ریخت بلکه باید کار تفکیک را به دقت انجام داد و با رعایت کامل ضوابط حفاظتی آن را دفع کرد این در حالی است که در این مورد به خصوص احتمالا چنین مسئله مهمی درنظر گرفته نشده است.

این کارشناس ارشد ایمنی با بیان اینکه کار تفکیک ضایعات در محیط‌های صنعتی معمولا به صورت چشمی انجام می‌شود، تصریح کرد: البته این کار در محیط‌های صنعتی به صورت کلی منسوخ شده است و برای انجام این کار باید از سنسورهای مخصوص بهره جست با این وجود در ایران هنوز از تفکیک چشمی بهره برده می‌شود که  در این صورت احتمال خطا وجود دارد.

وی در پایان تصریح کرد: پس از تفکیک بابد ضایعات قابل اشتعال را در محیط مخصوص با رعایت کامل ضوابط ایمنی منفجر کرد البته باید در نظر داشت که خیلی از این ضایعات از ارزش ریالی برخوردار است و فروش آنها برای صنایع کمک مالی است اما در هر حال باید همه موارد گفته شده به روشنی رعایت شود.

 

روایتی از امرار معاشِ ماهیگیران مجاز و ماهیگیران غیرمجاز؛

یک ماهیگیر بوشهری می‌گوید: به دلیل محدود بودن منابع دریایی به او و خیلی دیگر از ماهیگیران اجازه صید داده نمی‌شود اما به دلیل نبود شغل دیگری آنها ناچارند با ادامه همین حرفه آبا و اجدادی، شکم خانواده‌های خود را پُرکنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، ماهیگیران ایرانی که در آب‌های خلیج فارس حضور دارند را می‌توان به دو گروه صیادان مجاز و صیادان غیرمجاز تقسیم کرد، اگرچه حرفه هر دو یکی است اما ماهیگیران مجاز همیشه همکاران غیرمجاز خود را سرزنش می‌کنند و در مقابل این گروه از صیادان می‌گویند: اگرچه ماهیگیری حرفه آبا و اجدای آنها محسوب می‌شود اما اکنون از روی ناچاری به این حرفه مشغولند.

«عدنان» یکی از ماهیگیران جنوب کشور است که به گفته خودش هنوز نتوانسته مجوز صید را دریافت کند در نتیجه به اجبار دور از چشم ماموران ماهیگیری می‌کند. او می‌گوید: «به دلیل اینکه می‌گویند ذخایر آبی رو به اتمام است به همه ماهیگیران مجوز صید نمی‌دهند و از طرفی برای بیشترمان غیر از صیادی راه دیگری برای تامین معاش نیست

او که اهل بوشهر است ادامه می دهد: «به همین دلیل من و امثال من از صید محروم شده‌ایم اما کسی نیست تا به ما بگوید در چنین شرایطی برای گذران زندگی خود چه کار کنیم؟»

به گفته عدنان نزدیک به دو سال است که به آنها وعده داشتن شغل داده شده که هنوز محقق نشده است: «از دو سال پیش، ادراه شیلات قول‌هایی داده است که با تخصیص ۸۰ درصد از هزینه‌های صنایع مرتبط با شیلات برای ما ایجاد اشتغال کند اما هیچ خبری از سوی آنها به ما نرسیده است و ما نیز مجبوریم برای گرسنه نماندن به دریا بزنیم و میگو و ماهی صید کنیم».

این ماهیگیر بوشهری اضافه می‌کند: «در لنجی که ما روی آن کار می‌کنیم ۵ تا ۱۰ نفر نان آور فعالیت می‌کنند. به کسی کاری نداریم چون شبانه به دریا می‌زنیم و معمولا در مکان‌هایی که کمتر کسی می‌تواند ما را ببیند، صید می‌کنیم.  بعد از آن راهی بازار شده و میگوها و ماهی‌هایی را که صید کرده‌ایم؛ به فروش می‌رسانیم».

عدنان در مورد طرح‌های وعده داده شده شیلات می‌گوید: «این طرح‌هایی که شیلات برای ما پی‌ریزی کرده است؛ مناسب به نظر می‌آید ولی مشکل اینجا است که زمان اجرایی شدن آنها مشخص نیست. ظاهرا من صیادی غیرمجاز هستم، اما امثال من زیاد هستند، پس ما نباید به دریا بزنیم؟ تا کی باید با به انتظار عملیاتی شدن طرح‌های شیلات، شکم خانواده‌هایمان را گرسنه نگهداریم؟»

این صیاد بوشهری می‌گوید: «برای من مهم نیست که دریا تا چه وقت ماهی و میگو دارد. زن و بچه من گرسنه‌اند و باید دست پر به خانه بروم. اگر کاری برای انجام دادن داشته باشم هیچ وقت شغل سختی مانند صیادی را انتخاب نمی‌کنم

 

آگهیِ فروش کلیه؛ طنز یا نمایش دردناک واقعیت؟

انواع اعتراضات کارگری و تلاش برای مطالبه حقوقِ قانونی، در سالها و ماههای گذشته کم نبوده است؛ شیوه‌های بسیاری برای بیان این اعتراضات به کار گرفته شده‌است؛ از چادر زدن مقابل کارخانه‌ها و شرکت‌ها گرفته تا سفره خالی پهن کردن و نمایشِ فقری که سبد معاشِ کارگران را تهی کرده است؛ اما این، اولین بار است که می‌بینیم کارگران به صورت دسته‌جمعی کلیه‌هایشان را برای فروش گذاشته‌اند.

ایلنا: همه چیز از یک عکس شروع شد؛ از تصویری که در فضای مجازی دست به دست چرخید و به دستِ رسانه‌ها رسید؛ تصویری از فلاکتی مکرر و تکراری که شاید سالهاست به دیدنش عادت کرده ایم؛ فلاکتی که روی دیوارهای ناصر خسرو و خیابانِ گمرک پُر است؛  روی تابلوهای اعلانات بیمارستان‌ها می‌بینیمش و این روزها در فضای مجازی هم دیده می‌شود: آگهی فروش کلیه...

 اما  تصویری که در روزهای اخیر در فضای مجازی منتشر شد، با قبلیها تفاوت بسیار دارد؛ این بار آگهی، یک آگهی بی نام و نشانِ فروش کلیه نیست که به فردِ نیازمند و به احتمالِ زیاد بیکار و بیماری تعلق داشته باشد؛ این بار آگهی، به رانده‌شدگان از اجتماع تعلق ندارد؛ این دفعه آگهیِ فروش کلیه، متعلق به یک گروه کارگر است؛  کارگرانی که اعلام کرده اند دسته‌جمعی حاضرند کلیه هایشان را بفروشند تا مخارج زندگیشان را تامین کنند؛ در پایینِ آگهی، شماره تماسِ کارگران هم آمده است.

 روز پنجشنبه دوم شهریور ماه ۹۶ ، کسانی که در مسیر کارخانه مس چهار گنبد سیرجان تردد کردند، با  بنر بزرگی که سردرِ مجتمع نصب شده بود مواجه شدند؛ بنری حاوی آگهی فروش کلیه‌ کارگران؛ هشتاد کیلومتر از  شمال شرقِ سیرجان به سمت منطقه چهارگنبد که پیش برویم، به یک مجتمع مس می‌رسیم؛ مجتمع مس چهارگنبد. آگهی، متعلق به کارگرانِ این مجتمع است و متن آن،  بسیار ساده است: به دلیل فقر مالی، تعدادی از کارکنان مجتمع مس چهارگنبد، کلیه خود را به فروش می‌رسانند. این جمله‌ی ساده، از یک طرف، باعث تعجب می‌شود و از طرف دیگر،  از یاس و درماندگی کارگرانی  حکایت دارد که می گویند از شرایط شغلی خود به هیچ وجه راضی نیستند.

مسِ چهارگنبد، کارخانه ای است که در زمستان 1382 تاسیس شده و سالهاست فرآوریِ مس را برعهده دارد؛ در سالهای اولیه معدن به صورت روباز استخراج می شده اما در حال حاضر عمر معدن روباز به اتمام رسیده و استخراج به روش زیرزمینی آغاز شده است. این کارخانه در حال حاضر به بخش خصوصی متعلق است و حدود سیصد کارگر دارد.

دستِ آخر به اینجا رسیدیم که نان شب هم نداریم

رمضان شهسواری، رئیس شورای اسلامی کارِ این کارخانه است؛ او از شرایط کارخانه انتقادهای بسیار دارد؛ می‌گوید: حقوقِ تیر و مرداد را نگرفته‌ایم؛ از قبل هم مزایا طلبکاریم؛ همین شد که در روزهای پایانی هفته گذشته، تجمع کردیم. آخر، ما مثل مجتمع های مسِ دیگرِ استانِ کرمان نیستیم؛ عایدیمان کم است؛ دستمزدهامان خیلی پایین است؛ همان حداقل دستمزد اداره کار را می‌گیریم؛ حالا حساب کنید همین حداقل مزدِ بخور نمیر را هم بخواهند دو-سه ماه یکبار بدهند؛ دیگر برای کارگر چه می‌ماند؟

رمضانی از دوسالِ گذشته به عنوان دورانِ افولِ شرایط شغلی کارگرانِ مس چهارگنبد یاد می‌کند و می‌گوید: در دو سال گذشته از مزای شغلی ما کم کردند؛ یعنی نرم نرمک، کم کردند تا ما به اینجا رسیدیم؛ اول اضافه‌کارها را کم کردند؛ ده ساعت را مثلا کردند پنج ساعت؛ بعد گروههای شغلی را کاهش دادند تا حقوقها کم شود تا دستِ آخر به اینجا رسیدیم که نان شب هم نداریم.

از شهسورای جریان آگهیِ فروش کلیه را می‌پرسم؛ می‌گوید: تعدادی از بچه ها مستاجرند؛ بدهکاری دارند؛  وقتی حقوق می‌گرفتند نمی‌توانستند زندگیشان را بچرخانند، حالا که دو ماه است بی پول هستند؛ در این شرایط، تصمیم گرفتند شماره موبایل بدهند که کلیه هایشان را بفروشند. آگهی کردند و زدند سردرِ شرکت و بعد هم آمدند مردم، عکس برداشتند و این شد که همه فهمیدند کارگران چهارگنبد حاضرند کلیه هایشان را بفروشند تا زندگی کنند...

شهسواری از جانب سیصد کارگر این مجتمع می‌گوید اگر این اتفاقاتی که افتاده باعث شود مسئولان به اوضاع این مجتمع رسیدگی کنند، شاید، در، از این به بعد بر پاشنه دیگری بچرخد، کسی چه می‌داند؟ شاید تغییر مثبتی پیش آمد؛ البته زیاد هم به بهبود اوضاع امیدوار نیستم.

آگهی، طنز است؛ جدی نیست

حامد هادیان، رئیس اداره کار شهرستان سیرجان، در ارتباط با آگهیِ فروش کلیه و کارگران مجتمع مس چهارگنبد می‌گوید: این آگهی، سردرِ شرکت نصب شده اما حالتِ طنز دارد؛ جدی نیست؛ ماه 5 که تازه تمام شده، می‌ماند همان تیرماه، کجای دنیا کارگری که یک ماه حقوق نگرفته، کلیه‌اش را برای فروش می‌گذارد؛  کارگران با نصب این آگهی خواسته اند شوخی کنند.

هادیان می‌گوید: روزهای پایانی هفته گذشته، کارگران مس چهارگنبد دست از کار کشیدند و اعتراض کردند؛ اولین بار هم بود که اعتراض می‌کردند؛ دستمزدشان را می خواهند که کاملا به حق است اما موضوعِ آگهی چندان جدیت ندارد؛ یعنی کارگران واقعا نمی‌خواسته اند که کلیه هایشان را بفروشند.

از رئیس اداره کار شهرستان سیرجان می‌پرسم چه اقداماتی می‌خواهید در مورد کارگرانِ این مجتمع انجام دهید؛ کارگران ناراضیند می‌گویند مزایایمان کم شده؛ از سر و تهِ همین حداقل دستمزد می‌زنند و هزار گلایه دیگر دارند؛ هادیان می‌گوید: بعد از این جریانات، بازرس فرستاده‌ایم، اوضاع مجتمع را بررسی کنند. نتیجه بازرسی به زودی مشخص می‌شود.

انواع اعتراضات کارگری و تلاش برای مطالبه حقوقِ قانونی،  در سالها و ماههای گذشته کم نبوده است؛ شیوه‌های بسیاری برای بیان این اعتراضات به کار گرفته شده‌است؛ از چادر زدن مقابل کارخانه‌ها و شرکت‌ها گرفته تا سفره خالی پهن کردن و نمایشِ فقری که سبد معاشِ کارگران را تهی کرده است؛ اما این، اولین بار است که می‌بینیم کارگران به صورت دسته‌جمعی کلیه‌هایشان را برای فروش گذاشته‌اند؛ شاید این حرکت همانطور که رئیس اداره کار می گوید، بیشتر نمادین باشد تا واقعی؛ اما  هرچه باشد، باز هم دردناک است.

 در مرزوبومی که خیلی از تکیه زنندگان بر مسندِ قدرت، به ظاهر معتقدند و بارها هم  این اعتقاد را همه جا تکرار کرده‌اند که مزد کارگر را بایستی پیش از آن که عرق جبینش خشک شود، پرداخت، هستند کارگرانی که به زحمت با حداقل دستمزد، سر و تهِ زندگی را جمع می‌کنند و همان حداقل مزد را هم به موقع نمی‌گیرند.

گزارش: نسرین هزاره مقدم

 

کارورزی: راهی به سوی اشتغال یا استثمار

نیک چاودری*

آرام استکی

متن پیش رو ترجمه‌‌ای است با هدف پرداختن به یکی از مهم‌ترین علل تمایل و امیدواری دانش‌آموختگان و دانشجویان به شرکت در طرح کارورزی. نیک چاوردی (کسی که به استناد متن بیش از ۵ دوره کارورزی را گذرانده است)‌ در این متنِ کوتاه، سعی بر آن داشته تا مقایسه‌ای بین تصور اسطوره‌ای افراد در انگلستان پیش از ورود به کارورزی و تجربه‌های واقع‌گرایانه آنان پس از آن، ارائه دهد.

طرح «کارورزی» که ذیل «برنامه اشتغال فراگیر» دولت تعریف شده‌است، تیرماه امسال اجرایی شد. یکی از اهداف این طرح، «افزایش قابلیت جذب و اشتغال دانش‌آموختگان از طریق انتقال مهارت و تجربه در محیط کار برای ورود به بازار کار» عنوان شده است. (بند الف ماده ۲ دستورالعمل اجرایی طرح کارورزی). طبق ماده ۸ دستورالعمل اجرایی طرح کارورزی، دستمزد افراد در مدت ۴-۶ ماه معادل یک سوم حداقل دستمزد یعنی ۳۱۰ هزار تومان و البته در شرایطی نیز کمتر از آن و برای فارغالتحصیلان کاردانی صفر است. دستمزدی که با توجه به آموزشی عنوان کردن طرح، به عنوان کمک هزینه آموزشی از آن نامبرده می‌شود. طبق آمار تا نیمه مردادماه ۱۳۹۶ ، ۴۰۰هزار نفر در سامانه طرح کارورزی ثبت‌نام کرده‌اند که ۲۰۰ هزار نفر آن‌ها واجد شرایطند.

حال سوال اینجاست که با وجود نقدهای گسترده فعالان حوزه‌های مختلف همچنین مخالفت دانشجویان و فارغ‌التحصیلان با این طرح، ثبت‌نام‌کنندگان با چه هدف و امیدی حاضر به فروش نیروی کار و تخصص خود به بهای اندک برای چهار تا ۶ماه شده‌اند؟ واضح است که برای پاسخ به پرسش فوق نمی‌توان به یک علت بسنده کرد و نیاز است از سویه‌های مختلف به آن نگریسته شود.

زمانی که لشکر فارغ‌التخصیلان بیش از حدمعمول روانه بازار کار شوند برخی از آنها با این اعتقاد که این کار مجانی به ارتقا در حرفه‌شان کمک موثری خواهد کرد، کار بدون حقوق را تجربه می‌کنند ؛ این درحالی است که بسیاری از افراد حتی با دریافت مزد، در نهایت احساس می‌کنند که وقتشان تلف شده‌است.

فارغ‌التحصیلان جویای کار، کارورزی را فرصتی برای ورود به محیط کار تخصصی خود و همچنین کسب رزومه به حساب می‌آورند: امتیازی که ممکن است آنان را یک قدم به کسب شغل باثبات نزدیک‌تر کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که از لزوم اجباری شدن اخذ مدرک کارورزی و قرار دادن آن به عنوان یکی از شروط استخدام در پیش‌نویس طرح کارورزی -ارائه‌شده به مجلس – سخن به میان می‌آید. بندی که هرچند از سوی مجلس رد شد اما سخنان فرهادی وزیر علوم در اردیبهشت ۹۶مبنی بر اینکه: «کارآموزی و کارورزی در رشته‌های فنی،خدماتی، عملیاتی و حتی اجتماعی باید به حالت اجبار دربیاید» حاکی از پافشاری دولت بر این موضوع است. قرار دادن کارورزی به عنوان مرحله‌ای اجباری در مسیر اشتغال به معنای استفاده از نیروی کار فارغ التحصیلان به صورت رایگان و یا با بهای اندک به بهانه نیاز کشور به نیروی کار مهارت‌دیده است. علاوه بر آن از عمده دفاعیات طراحان و حامیان طرح کارورزی، تجربه موفق این طرح در کشورهای دیگر است که این خود به تقویت این تصور در ذهن دانش‌آموختگان دامن زده و آن را نشانه‌ای از مثبت بودن طرح برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی می‌دانند. اما اسطوره کسب رزومه و مهارت تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟

متن پیش رو ترجمه‌‌ای است با هدف پرداختن به یکی از مهم‌ترین علل تمایل و امیدواری دانش‌آموختگان و دانشجویان به شرکت در طرح کارورزی. نیک چاوردی (کسی که به استناد متن بیش از ۵ دوره کارورزی را گذرانده است)‌ در این متنِ کوتاه، سعی بر آن داشته تا مقایسه‌ای بین تصور اسطوره‌ای افراد در انگلستان پیش از ورود به کارورزی و تجربه‌های واقع‌گرایانه آنان پس از آن، ارائه دهد. و از خلال این مقایسه به درستی نقدی بر این تصور مبهم و البته امیدوارکننده داشته باشد. امیدی که باعث می‌شود دولت و حامیان طرح با تکیه بر آن مرز استثمار و امتیاز را به‌عمد مبهم و درهم‌آمیخته نگه‌دارند تا با امیدوار کردن دانش‌آموختگان به امتیاز(همچون کسب رزومه و مهارت) سویه‌های استثمار طرح پشت پرده بماند.

زمانی که لشکر فارغ‌التخصیلان بیش از حدمعمول روانه بازار کار شوند برخی از آنها با این اعتقاد که این کار مجانی به ارتقا در حرفه‌شان کمک موثری خواهد کرد، کار بدون حقوق را تجربه می‌کنند ؛ این درحالی است که بسیاری از افراد حتی با دریافت مزد، در نهایت احساس می‌کنند که وقتشان تلف شده‌است.

کارورزی برای مردم بریتانیا طرحی نسبتاً جدید است، دو دهه قبل آن‌ها به سختی راجع‌ به آن شنیده ‌بودند. با این وجود امروزه برای بسیاری از فارغ‌التحصیلان، کارورزشدن پله اضافی دیگری در نردبان شغلی است که مدام لزران‌تر و بی‌ثبات‌تر می‌شود.

حامیان (طرح) کارورزی ادعا می‌کنند که با این طرح به کمپانی‌ها فرصت داده می‌شود تا مرحله‌ایی مجزا برای ارزیابی نیروی کار خود داشته باشند و فارغ‌التحصیلان نیز از تجربیات ارزشمندی در حوزه‌هایی بهره‌مند می‌شوند که قبلاً فرصت مواجهه با آن را نداشتند. از سوی دیگر، منتقدان معتقد ند که کارورزی – به‌ویژه وقتی بدون دستمزد باشد – برای بنگاه‌ها صرفاً راهی ساده و راحت برای استثمار متقاضیان مستاصل جویای شغل در شرایط کسادی بازار است . در واقع آن‌ها فارغ‌التحصیلان بیکار فقیرتر را با قیمت ارزانتر می‌خرند.

بسته در هم ریخته

در مقام یک جوان متخصص، قبل از به‌دست آوردن شغلی دائمی، تجربه بیش از پنج کارورزی یا تجربه کاری بدون حقوق را داشتم. این موقعیت‌ها از شرایطی فوق‌العاده مطلوب و چالشی همچون شرکت‌های رسانه‌ایی معتبر تا گرفتار شدن در یک اتاق چوب کبریتی در برموندزی در جنوب لندن متغییر بوده‌است.

در نتیجه صحبت با جوانان دیگر، چیزی که روشن شد تجربه‌های مطلقاً ناهمگون آن‌ها (از کارورزی) بود. بعضی از آن‌ها در کارورزی‌های بی‌مزد فوق‌العاده‌ای حضور داشتند که احساس‌ می‌کردند گام بزرگی در زندگی حرفه‌ای‌شان بوده‌است، در حالیکه بعضی دیگر برنامه‌ریزی کرده‌بودند که به دوره‌‌های کارورزی بامزد بروند و در نهایت پس از حضور در آن، عقیده‌داشتند که وقتشان تلف شده‌است.

یکی از فارغ‌التحصیلان به من گفت که دانشگاه‌اش در یک طرح توسعه فارغ‌التحصیلان مزدی، او را به مکان برگزاری رویدادهای محلی فرستاده است. او می‌گوید در غالب مواقع کاری برای انجام دادن به او نمی‌دادند و تجربیات اندکی که فراگرفته است، هیچ ربطی به تخصص‌اش ندارد.

به گفته او «با اینکه دانشگاه می‌دانست که من مشغول کارورزی در یک روزنامه بزرگم اما برای دیپلم روزنامه‌نگاری‌ام موقعیت شغلی با پرداخت مزد به من پیشنهاد نکردند؛ در حالیکه همین موقعیت‌های شغلی را به افرادی بدون هیچ تجربه مرتبط ارائه دادند.» . او ادامه می‌دهد: «من ترجیح می‌دهم کارورزی بدون مزدی را انجام دهم که لااقل به من کمک می‌کند پیشرفت کنم تا اینکه مشابه چیزی که این سه‌ماه بودم، یعنی در نقش یک قطعه یدکی، گیرافتاده باشم.

شیوه درست

در مقابل «میلا براتزی»، ۲۲ ساله، می‌گوید در یک شرکت روابط عمومی (PR) محلی کارورزی مزدی انجام داده ا‌ست و تجربیات ارزشمندی بدست آورده و همچنین شغلی ثابت در کمپانی کسب کرده‌است. «من مهارت‌های زیادی فراگرفتم؛ نوشتن گزارش‌های مطبوعاتی، چگونگی (صفحه)‌بندی این گزارش‌‌ها و چگونگی نگارش برای بازارهای متفاوت». او گفت «در نهایت من در جلساتی با حضور مدیران کسب‌و‌کار محلی شرکت میکردم و پس از آن احساس کردم این اعتمادبه‌نفس را بدست آورده ام که برگزاری جلسات را خودم به‌تنهایی انجام دهم

برای «براتزی» این واقعیت که کارورزی او همراه با مزد بوده، خیلی اهمیت داشته‌است. او در ادامه می‌گوید: «من فکر می‌کنم که کارورزی‌های بی‌مزد خوب هستند؛ (البته)اگر برای مدت کوتاهی باشند، سه هفته یا یک تا دو روز هفته در هر ماه تا بتوانی در کنار آن شاغل هم باشی

فرهنگ استثمار

درواقعیت، شرایط «براتزی» یک مورد استثنایی است. یک جستجوی سریع آنلاین صدها (طرح) کارورزی تمام‌وقت را نشان‌ می‌دهد که یا فقط هزینه‌ها را پرداخت ‌می‌کنند یا در کل هیچگونه پرداختی ندارند. در حال حاضر بعضی از شرکت‌‌ها حتی از کارورزان برای کار‌کردن برای خودشان(منظور شرکت است) استفاده می‌کنند. با توجه به افزایش جمعیت فارغ‌التحصیلان از ۱۷ درصد در سال ۱۹۹۲ به ۳۸ درصد در ۲۰۱۲، بیم آن می‌رود که بی‌ارزش شدن چشمگیر مدرک دانشگاهی، کارفرمایان را به سمت اهمیت دادن بیشتر به تجربه و سابقه هدایت کند. اگرچه این الزاماً چیز بدی نیست ولی فارغ‌التحصیلان را به تن دادن به استانداردهای پایین‌تری از اشتغال تشویق می‌کند، که به طور بالقوه فرهنگ رقابت رو به پایین (به وضعیتی گفته می‌شود که رقابت با هر چه کمترکردن و کاهش هزینه‌های مربوط به عوامل انجام می‌شود. این کاهش‌ها می‌تواند شامل دستمزد کارگر شود یا ذخایر بانکی یا هر عامل تعیین کننده دیگری که کاهشش باعث افزایش سود بنگاه در رقابت شود.) را پرورش می‌دهد.

این پدیده پتانسیل عظیمی را برای استثمار ایجاد می‌کند. «کورتنی تاگرت»،۲۲ ساله، در اواخر سال ۲۰۱۳ یک کارورزی بی‌مزد را در یک شرکت موفق روابط عمومی در لندن دریافت کرد. متاسفانه تجربه او با مطلوبش فاصله زیادی داشت.

من در یک برنامه سختگیرانه به کار‌گرفته شدم. من همیشه می‌باید از آن‌ها برای ناهار زمان می‌خواستم و بعضی از روز‌ها تا ساعت ۴ عصر به من اجازه ناهار خوردن نمی‌دادند، بعد از ۶ ساعت کار از ۸ ساعت شیفت کاری‌ام.

من در مصاحبه، فریفته این (دوره) کارورزی اعجاب‌انگیز شدم. جایی که می‌توانستم در آن کاملاً خلاق باشم و در مورد چیزی که می‌خواهم بر روی آن کار کنم، تصمیم بگیرم. اما درعمل، من در یک برنامه سختگیرانه به کار‌گرفته شدم. من همیشه می‌باید از آن‌ها برای ناهار زمان می‌خواستم و بعضی از روز‌ها تا ساعت ۴ عصر به من اجازه ناهار خوردن نمی‌دادند، بعد از ۶ ساعت کار از ۸ ساعت شیفت کاری‌ام

نادیده گرفتن قانون

این مسئله از بعد حقوقی نیز قابل بررسی ‌است. وب سایت دولت می‌گوید کارورزان همیشه باید حق دریافت حداقل دستمزد(ملی) را داشته باشند؛ به جز زمانی که آنها دانشجویانی‌اند که تجربه کاری را به عنوان بخشی از واحد درسی دوره آموزش عالی انجام می‌دهند یا داوطلبانی‌ا‌ند که در برنامه‌های اتحادیه اروپا یا دولت مشغول کار داوطلبانه یا کسب تجربه حضور در فضاهای کارند.

اگر کارورزی بی‌مزد واقعاً غیرقانونی است چرا دولت، آن‌دسته از کارفرمایانی که آن را پیشنهاد می‌‌کنند، تعقیب قضایی نمی‌کند؟ «سینک» می‌گوید: (جواب) آن واضح است؛ دولت که بیشتر به سود حاصل از کسب‌وکار(کارفرمایان) علاقه‌مند است تا رفاه افراد، هرگز غیرقانونی بودن کار اساساً ارزان را اعمال نخواهد کرد. اما واقعیت پیچیده‌تر از آن است. برخی از کارورز‌های بی‌مزد واقعاً تجربه خوبی را ارائه‌ می‌دهند و این می‌تواند به سادگی وجود نداشته باشد اگر حداقل دستمزد اعمال شود.

آیا راهی وجود دارد؟

مشکل اساسی اینجاست: تعیین مرز امر عادلانه و استثمارگرانه مبهم است. خط انفصال بین آنچه عادلانه و آن‌چه که استثمارگرانه‌ است، بسیار دشوار به نظر میرسد. این مسئله فوق‌العاده ذهنی سلیقه‌ای ‌است /اگرچه ترجیح بر تعیین این مرز است، تعجبی ندارد اگر دولت برای مشخص کردن حدود این مرز (عدالت/استثمار) تلاشی انجام نداده است.

نمی‌توانیم بدون هیج اجباری انتظار داشته‌باشیم که بنگاه‌های اقتصادی از فرصت به چنگ‌آوردن نیروی کار ارزان بگذرند، به‌ویژه بنگاه‌هایی که در شرایط دشوار اقتصادی برای بقا تلاش می‌کنند. اگر بنگاه‌های اقتصادی و دولت هیچ کاری انجام ندهند، بهترین کار اینست که دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیلان خود را برای ورود به بازار کار به خوبی آماده کنند و این نکته را به دانشجویان گوشزد کنند که ضرر پذیرفتن برخی موقعیت‌های شغلی از مزایای آن بسیار بیشتر است.

اگر افراد جویای کار ارزش بیشتری برای خود قائل شوند و در انتخاب خود سختگیرتر شوند، آنگاه کارفرمایان مجبور خواهند شد تا پیشنهادهای بهتری ارائه دهند و از استثمار نیروی کار بکاهند.

*پی‌نوشت:

نیک چاودری، نویسنده شاغل در Church Accounting است و در بسیاری از وبلاگ‌های اقتصادی و فناوری مشارکت داشته است. او دوره‌های کارورزی را با انواع مختلف سازمان‌ها از جمله شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای تا مجله‌های استارت آپ دو نفره گذرانده‌است.

منبع: گاردین

 

تلاش مدیریت  و حراست شرکت واحد برای راه اندازی مجدد انتخابات تحمیلی شورای اسلامی کار فرمایشی در سامانه های یک و شش BRT

در روزهای گذشته مدیریت و حراست شرکت واحد برای راه اندازی مجدد انتخابات تحمیلی شورای فرمایشی در سامانه های یک و شش را آغاز کرده است. و جلسات متعددی در این خصوص در سامانه یک و شش و اداره مرکزی شرکت واحد برای رد صلاحیت کاندیداهایی که ثبت نام کرده اند صورت گرفته است.

مدیریت و حراست شرکت واحد با عدم برگزاری مجمع عمومی و رد صلاحیت کاندیداها و رای گیری اجباری سال ها است که افراد دست نشانده خود را به عنوان نمایندگان کارگر به زور کارگران غالب کرده است.

یاد آوراز سال ۹۲ با کارگران هوشیار و فهیم سامانه یک و شش BRT در برابر انواع ترفندهای مدیریت و حراست شرکت واحد برای رای گیری اجباری از کارگران در چند نوبت ایستادگی کرده اند و چهار سال است که شورای اسلامی کار فرمایشی در این سامانه ها تشکیل نشده است.

شوراهای اسلامی کار فرمایشی در شرکت واحد بعنوان یکی از اصلی ترین ابزارهای کارفرما مانعی اصلی برای احقاق حقوق کارگران بوده اند همچنین در تضییع حقوق کارگران در کمیته های خسارت فنی و کمیته انضباط کار عامل اصلی برای سرکوب کارگران بوده اند.

در سال های اخیر افراد جدیدی که بعنوان نماینده کارگر وارد شورای اسلامی کار شده اند با ترفندهای فراوان قصد دارند که کارگران را فریب دهند و خود را مدافع حقوق کارگران معرفی می کنند. ولی با گذشت سه دوره از فعالیت این افراد در شورا اسلامی کار فرمایشی برای همه کارگران مشخص شده که نه تنها هیچ اقدامی در جهت احقاق حقوق کارگران انجام نداده اند بلکه همچنان که پیشتر گفته شد با تایید این افراد همچنان حق کارگران در کمیته های فنی تعیین خسارت تضییع می شود همچنین در کمیته های انضباط کار کارگران به بهانه های واهی توبیخ و سرکوب می شوند. این کمیته های انضباطی همچنان بر علیه نمایندگان حق طلب سندیکایی آراء غیر قانونی صادر می کند و ابزار دست مدیریت و حراست برای سرکوب بیشتر است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

 

کودکان افغان را فراموش نکنیم

محسن عمرانی معلم زندانی از بوشهر

 درباره وضع تحصیل کودکان افغانستانی در آستانه سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس

حقوق کودکان مرز نمی شناسد

کودکان بی وطن هستند

خطوط فرضی به روی نقشه جغرافیا به نام مرز که امروزه متاسفانه جای خود را به سیمهای خاردار و دیوارهای بتونی داده است، نباید ما را از این حقیقت دور کند که کودکان بدون در نظر گرفتن محل تولد و نژاد به تمامی کره خاکی تعلق دارند و در هر کجای دنیا باید حقوق اولیه آنها رعایت شود.

 با توجه به زمان ثبت نام مدارس و در آستانه سال تحصیلی جدید ، امیدوارم مدیران ما ، به دور از هر گونه نگاه نژاد پرستانه و توام با تحقیر، با روی باز دانش آموزان افغانستانی را -چه مهاجر قانونی و چه غیر قانونی- در مدارس ثبت نام کنند.

 همه ما می دانیم که در بسیاری از مدارس از ثبت نام دانش آموزان افغان اجتناب شده یا بابت ثبت نام از آنها درخواست پرداخت مبالغ غیر قانونی می شود، که این چنین رفتارهایی باعث ترک تحصیل بسیاری از این دانش آموزان به علت عدم توان مالی خانواده ها می شود یا اینکه بسیاری از این کودکان ، مجبور هستند جهت تحصیل به مدارسی مراجعه کنند که با محل سکونت آنها فاصله بسیار دارد که باعث تحمیل هزینه سنگین رفت و آمد بر دوش خانواده های آنها یا طی مسیر با پای پیاده توسط این کودکان و بروز مشکلات و خطرات فراوانی برای آنها خواهد شد .

اینجانب از تمامی معلمان آگاه، انسانهای آزاده و کانونهای صنفی و تشکلهای مستقل کارگری تقاضا میکنم با راه اندازی کمپین ها و گروههای حمایتی از کودکان افغان حمایت کنند و اجازه ندهند که زیر سایه اتفاقات سیاسی و اجتماعی  و بین المللی ، این کودکان بی گناه فراموش شوند ، بدون شک ما با کمک هم می توانیم شرایطی را فراهم کنیم که کودکان افغان سال تحصیلی جدید را در کنار دیگر کودکان با شادی شروع کنند.

 به امید ساختن فردایی بهتر - کودکان افغان را فراموش نکنیم.

 زندان بوشهر

محسن عمرانی- مرداد 96

 

عدم پرداخت ماه ها حقوق معلمان مدارس روستاهای مناطق محروم

در حالیکه کمتر از یک ماه به بازگشایی مدارس مانده است اما هنوز نیروهای خرید خدمات آموزشی حقوق سال تحصیلی گذشته را دریافت نکرده اند.

یکی از نیروهای خرید آموزشی مناطق محروم سیستان به خبرنگاری می گوید: حقوق شش ماه سال تحصیلی گذشته را هنوز دریافت نکرده ایم.

او ادامه می دهد: هرماه تقریبا باید ۷۰۰ هزار تومان حقوق پرداخت کنند ولی این حقوق را به گونه ای پرداخت می کنند که اصلا مشخص نیست که برای کل سال چقدر حقوق پرداخت می کنند. یک بار صد هزار تومان و بار دیگر ۴۰۰ هزار تومان می دهند.

این معلم روستایی اضافه می کند: قرارداد متاهل ها ۷۵۰ است و این قرارداد با مجردها که حق اولاد و سایر را ندارند نزدیک ۶۰۰ هزار تومان است ولی آنقدر بی نظم می دهند که کسی متوجه نمی شود چقدر دریافت می کند.

او تاکید می کند: معلم دو پایه هستم و ۵۰ دانش آموز را تحت آموزش دارم. گاهی حتی هزینه بنزین موتورم را ندارم که به مدرسه بروم. کاش برای دانش آموزان و ما نیروهای خرید خدمات که با جان و دل برای هم روستایی‌هایمان تلاش می کنیم، تدبیری بیندیشند.

مسئولان وزارت آموزش و پرورش مدعی هستند سازمان برنامه و بودجه باید اعتبار تامین کند تا بتوانیم حقوق این نیروها را بدهیم و متاسفانه به دلیل معوقات زیاد فرهنگیان همیشه اولویت آخر به پرداخت حقوق نیروهای خرید خدمات می رسد.

منطقه که محروم باشد. همه چیز موازی هم محروم می شود. از آموزش گرفته تا بهداشت و درمان، از نبود جاده گرفته تا آب و برق و گاز. حتی جغرافیا هم جبر خود را نشان می دهد.

کمتر معلمی پیدا می شود بتواند به مناطق محروم برود و تدریس کند. هر که در روستاهای دورافتاده ماموریت دارد هرسال سعی می کند انتقالی خود را به جای توسعه یافته تری بگیرد. انتقالی می گیرد و معلم دیگری راهی این مناطق می شود و داستان انتقالی گرفتن معلمان، همچنان ادامه دارد و آنچه برای دانش آموز می ماند کیفیت پایین آموزش و در نهایت ترک تحصیل است.

چند سالی است که وزارت آموزش و پرورش تلاش کرده است راهکاری برای کمبود معلمان مناطق محروم بیندیشد و طرح خرید خدمات آموزشی را اجرا می کند. به عبارتی مدارس مناطق محروم، غیردولتی می شوند با این تفاوت که دانش آموزان به صورت رایگان تحصیل می کنند و موسس مدرسه نیروهای بومی جوان را به کار می گیرد.

این طرح موجب اشتغال زایی برای جوانان تحصیلکرده و بیکار مناطق محروم شده است. جوانانی که اگر شرایط کارشان مطلوب باشد دیگر مهاجرت نمی کنند و سال ها دانش آموزان منطقه را می پرورانند.

مشکل این طرح نیز بی ربط به کمبود بودجه وزارت آموزش و پرورش و بی توجهی دولتمردان به این مقوله نیست.

گفتنی است که در حال حاضر حدود ۱۸۰ هزار دانش آموز از طریق طرح خرید خدمات تحصیل می‌کنند و قریب به ۱۲ هزار معلم از فارغ التحصیلان دانشگاهی و بومی منطقه شناسایی شده اند که تحت پوشش این طرح به دانش آموزان آموزش می دهند.

 

*اعتصاب و تجمع اعتراضی رانندگان شرکت تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد نسبت به ادغام در شرکت فراگشت

صبح روز4شهریور،جمعی از رانندگان شرکت تاکسیرانی ویژه فرودگاه مهرآباد دراعتراض به  ادغام در شرکت فراگشت دست از کارکشیده ودر اطراف ترمینال های 4 و 6 این فرودگاه در محلی موسوم به دپو تجمع کردند.

براساس گزارش منتشره، این رانندگان تاکسی که تعدادشان به حدود 200 نفر می رسد از ساعت های اولیه امروز (از ساعت 4 صبح) هیچ گونه خدماتی به مسافران فرودگاه مهرآباد نداده اند و ضمن تاکید بر ادغام نشدن با شرکت تاکسیرانی فراگشت، خواستار رسیدگی فوری به وضعیت خود شدند.

یکی از تجمع کنندگان با اشاره به بیش از 50 ساله سابقه کار در شرکت تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد گفت: چند ماهی است مدیران شرکت فراگشت مهرآباد درخواست ادغام این شرکت را با شرکت تاکسی ویژه به مسئولان ذی ربط داده اند و به جد پیگیر موضوع هستند.

به گفته وی، این ادغام مشکلات فراوانی را برای رانندگان تاکسی شرکت ویژه ایجاد خواهد کرد و تاکنون نیز تلاش های نمایندگان شان برای حل مشکل به جایی نرسیده است.

راننده دیگری با اشاره به قوانین سازمان تاکسیرانی گفت: این قوانین تاکید بر تبدیل تاکسی از پراید و آردی به خودروهای با مدل بالاتر نظیر سمند و پرشیا دارد، اما بیشتر خودروهای شرکت فراگشت مهرآباد خودروهای پراید و آردی هستند که به لحاظ کیفیت، ارائه خدمات را به مسافران با مشکل مواجه می کند.

وی ادامه داد: استفاده از خودروهای مدل پایین توسط شرکت فراگشت مهرآباد برخلاف آئین نامه و قوانین سازمان است، اما متاسفانه مسئولان هیچ توجهی به این موضوع نمی کنند.

فردی که خود را نماینده رانندگان شرکت تاکسی ویژه معرفی کرد، نیز گفت: شرکت تاکسیرانی ویژه فرودگاه مهرآباد سال 1342 تاسیس شد و سابقه ای 54 ساله دارد؛ حدود 10 سال پیش شرکت دیگری با نام فراگشت مهرآباد به صورت موازی وارد شبکه خدمت رسانی به مسافران فرودگاه شد و از آن زمان مشکلات معیشتی به دلیل تعدد تاکسی و نبود مسافر ایجاد شد.

وی ادامه داد: باوجود نرخ یکسان کرایه تاکسی های دو شرکت، از لحاظ نوع خودرو ( پراید و آردی)، سابقه شرکت و همچنین درجه کیفیت، خدمات شرکت تاکسیرانی ویژه مهرآباد در درجه بالاتری قرار دارد و توانسته رضایت مسافران را جلب کند اما برخی سعی دارند با استفاده از لابی و فشارهای بیرون سازمانی 2 شرکت را با هم ادغام کنند و حتی موافقت های ضمنی مسئولان فرودگاه را نیز گرفته اند.

وی با اعلام این مطلب که ادغام 2 شرکت موجب درگیری و نزاع بین رانندگان خواهد شد، خاطرنشان کرد: برخی می خواهند از نشان تجاری ( برند) تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد به نفع خودشان استفاده کنند و این مهمترین دلیل تجمع رانندگان معترض است.

 

*تاکسیرانان شیراز دست به اعتصاب ،تجمع وبستن گذرگاه زدند

ظهرروز4شهریور،تاکسیرانان شیراز امروز در اعتراض با اپلیکیشن اسنپ و دیگر مشکلاتشان با تجمع در خیابان لطفعلی خان زند اعتصاب کردند.

تاکسیرانان شیراز با پارک خودرو های خود در تقاطع خیابان لطفعلی خان زند و انقلاب با بستن این گذرگاه پر رفت آمد شهر سعی در رساندن صدای خود به مسئولین داشتند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،نداشتن بیمه زخم کهنه ای بود که با آمدن «اسنپ» به شهر دوباره در میان دغدغه هایشان سرباز کرده بود.

زحمت کشانی که به گفته مدیرعامل سازمان تاکسیرانی نیمی از آنان تحت پوشش بیمه نیستند.

اما بهانه اعتراضات آنها حضور اپلیکیشن «اسنپ» در شیراز بود؛ اعتراضاتی که مشابه آن را ماه های قبل از اعتصاب تاکسیرانان و تاکسیداران در تهران مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی مشاهده کردیم، اعتراضاتی که اما موجب تعطیلی کار اسنپ و تاکسی نشد و تاکسیرانی را مجبور به راه اندازی سامانه های نوین و بروزکرد تا جایی که سازمان تاکسیرانی با راه اندازی اپلیکیشن «کارپینو» و فراهم کردن راه های پرداخت الکترونیکی برای تاکسی ها سعی در راضی کردن راننده های معترض و حضور در بازار رقابتی داشت.

تجمع اعتراضی امروز تاکسیرانان با حضور نماینده فرماندار و حضور مدیر عامل سازمان تاکسیرانی شیراز و با قول مساعدت شان به راننده ها به پایان رسید امید است که با اجابت خواسته های اینان همراه شود چرا که با توجه به بافت خیابان های شیراز تاکسیداران بخش مهمی از حمل و نقل عمومی این شهر را بر عهده دارند.

 

*تجمع تاکسی داران یزد دراعتراض به راه اندازی تاکسی های اینترنتی مقابل شورای شهر

صبح روز4شهریور، جمعی از رانندگان تاکسی یزد در اعتراض به راه اندازی تاکسی های اینترنتی مقابل شورای شهر تجمع کردند.

براساس گزارشات منتشره،تجمع کنندگان که حدود پنجاه نفر بودند صدور مجوز  از سوی اصناف برای راه اندازی تاکسی اینترنتی در یزد را اقدامی برای بیکاری تاکسی داران دانستند و از شورای شهر خواستند جلوی فعالیت این نوع تاکسی ها گرفته شود.

به گفته معترضان،شهر یزد ظرفیت صدور این همه مجوز تاکسی را دارا نیست و نمی توان آنرا با دیگر شهر ها مقایسه کرد.

 تاکسی داران معترض اعلام کردند اشتغالی که با راه اندازی تاکسی های اینترنتی در یزد ایجاد خواهد شد موجب بیکاری چهار برابری در میان تاکسی داران خواهد شد.

 

*تجمع اعتراضی تاکسیداران ایلام مقابل سازمان تاکسیرانی

روز4شهریور، تاکسیداران ایلام دراعتراض به نبود خط ویژه، عدم ارائه خدمات خودرویی و بیمه ای از سوی تاکسیرانی، نبود سهمیه های سوخت، روغن، لاستیک، نبود جایگاه های سوخت اختصاصی، افزایش شهریه های مختلف و... مقابل سازمان تاکسیرانی این شهر تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از تاکسیداران معترض با بیان اینکه شهر ایلام بعنوان مرکز استان، فاقد خط ویژه تاکسی است،افزود: خیابان های کم عرض ایلام و نبود خط ویژه در مرکز شهر باعث شده که مسافران اغلب دیرتر به مقصد خود برسند و زمان زیادی در ترافیک به سر ببرند.

این تاکسیدار که سالهاست به این شغل مشغول است با اشاره بر نبود خط ویژه در این مسیرها،گفت: تمامی هزینه های خودرویی ما آزاد است و تاکسیرانی نیز همه ساله مبالغ کلانی از ما بعنوان عوارض سالانه دریافت می کند و در مقابل هیچ خدمتی نیز به تاکسیداران ارائه نمی دهد.

یک تاکسیدار دیگر با اشاره به اینکه استهلاک تاکسی ها در ایلام بسیار بالاست، می گوید: عدم تخصیص سهمیه سوخت، روغن، لاستیک و ... موجب افزایش هزینه های ما شده و این شغل چندان پاسخگوی هزینه های زندگی ما نیست.

وی با گلایه از افزایش سالانه عوارض و شهریه های اخذ شده تاکسیرانی، ادامه می دهد: حتی در شهر ایلام جایگاه اختصاصی سوخت نیز برای تاکسی ها تعریف نشده و تاکسی ها که وظیفه حمل و نقل مسافران درون شهر را بر عهده دارند، گاهی اوقات مجبورند دقایق زیادی را در صف بنزین و گاز معطل بمانند و حمل و نقل مسافران با مشکل مواجه شود.

 

تجمع اعتراضی داوطلبان آزمون دستیاری دندانپزشکی مقابل وزارت بهداشت

روزشنبه4شهریور،جمعی از داوطلبان رشته دستیاری دندانپزشکی 97 در اعتراض به معرفی کتب ملی دندانپزشکی به عنوان منبع آزمون دستیاری دندانپزشکی مقابل وزارت بهداشت تجمع کردند.

برپایه گزارشات منتشره، علت اصلی تجمع این دانشجویان عدم آموزش این کتب و اشکالات گسترده محتوایی و شکلی این کتب مرجع است.

دانشجویان دندانپزشکی همچنین خواستار ثبات در تاریخ آزمون دستیاری دندانپزشکی و همچنین ثبات منابع این آزمون هستند.

 

جان باختن یک کارگرجوان درزرندیه بدنبال سقوط درگودال آب

 پنج شنبه شب(2شهریور)، سقوط یک کارگر جوان هنگام شستن دست و رویش پس از خاتمه کارگودال آب،جانش را گرفت.

به گزارش پلیس110،شخصی طی تماس  اعلام داشت که یکی از کارگرانش که جوانی ۲۵ ساله بوده، در روستای عباس آباد بخش خرقان شهرستان زرندیه پس از اتمام کار به بالای گودال آبی در داخل باغ برای شستن دست و صورت خود می رود که ناگهان به داخل گودال سقوط می‌کند و تلاش‌ها برای نجات او نتیجه‌بخش نبوده و این کارگر جوان جان خود را از دست می دهد.

بعد از گذشت ساعتی، جسد این کارگر25ساله توسط تیم آتش نشانی از داخل گودال خارج شد.

 

مرگ دلخراش کارگر راه آهن شهرنقاب زیر قطار اصفهان - مشهد

صبح روز4شهریور،زیر گرفته شدن یک کارگر راه آهن شهرنقاب حین کارتوسط قطار مسافربری اصفهان مشهد،مرگ دلخراشش را رقم زد.

 براساس گزارش  پلیس 110،صبح امروز یک فقره مرگ مشکوک در محدوده ایستگاه راه آهن شهر نقاب  اعلام و بلافاصله گشت کلانتری مرکز به محل اعزام شد.

سرهنگ غلامزاده، رئیس پلیس شهرستان جوین گفت: با حضور ماموران در محل مشخص شد قطار مسافربری اصفهان مشهد با کارگر ۴۲ ساله راه آهن که در حال گیریس کاری پیچ های ریل بوده برخورد کرده است.

رئیس پلیس شهرستان جوین تصریح کرد: متاسفانه در این سانحه این کارگربه طرز دلخراشی در دم جان باخت و جسدش با هماهنگی مقام قضایی به سردخانه منتقل شد.

 


اتحادیه آزاد کارگران ایران تاریخ: 29/6/1396 تماس با ما: k.ekhraji@gmail.com
استفاده از اخبار و مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است www.ettehadeh.com